رابطۀ ادراکِ حسی، کمال و لذت با زیبایی در استتیکِ کریستین وُلف

نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 مدرس و دانشجوی دکترای فلسفۀ هنر دانشگاه بوعلی سینای همدان

2 استادیار گروه فلسفۀ هنر دانشگاه بوعلی سینای همدان

3 دانشیار فلسفۀ پژوهشکدۀ مطالعات فرهنگی و اجتماعی

چکیده

 
دیدگاه کریستین وُلف دربارۀ ‌‌ادراک حسی که چارچوبی لایب‌‌‌نیتسی دارد، اساس استتیک او را برمی‌‌‌سازد. او با توجه به ماهیت واضح ولی مغشوشِ ‌‌ادراک حسی در این چارچوب، مفهوم کمال و لذت را تبیین می‌‌‌کند و از همین معبر ره به تعریف زیبایی می‌‌‌برد. به این ترتیب، از نظر او، کمال همانا توافق یا هماهنگی کثرات یا انبوهی از اشیاء یا اجزای آن‌هاست؛ لذت، حاصل شهود کمال در اشیاء است؛ و زیبایی هم عبارت است از کمال شیْ‏ء از آن حیث که برای ایجاد لذت در ما مناسب است. با این اوصاف، در این مقاله قصد داریم ماهیت ‌‌ادراک حسی نزد او و رابطۀ ادراک حسی، کمال و لذت را با زیبایی در استتیک او بکاویم تا مشخص شود چگونه علم استتیک به‌‌‌طور عام از دل مباحث معرفت‌‌‌شناختی و به‌‌‌طور خاص از بطن ‌‌ادراک حسی بیرون می‌‌‌آید. در نهایت‌‌، با در نظر داشتن این مهم که خود او مستقیماً داعیۀ نظریۀ مستقلی در حوزۀ استتیک نداشته، نقد و نظری بر لوازم مربوط به استتیک او خواهیم داشت تا حدود و ثغور نظریۀ عقل‌‌‌گرایانۀ مفرط او در برخورد با مسائلی چون دایرۀ شمول زیبایی، مراتب زیبایی و اختلاف‌‌‌نظرهای ذوقی مشخص شود.
 

تازه های تحقیق

ب) نقد و نظر

1. یکی از ویژگی‌‌‌های استتیک ولف عقل‌‌‌گرایی مفرط آن است؛ زیرا تنها منشاء لذت استتیکی نزد او همانا ‌‌ادراک حسی کمال (یعنی وحدت در کثرت) است. از این‌رو، عقل‌‌‌گرایی متعصبانۀ ولف او را وامی‌دارد تا نتواند کم‌‌‌ترین وقعی به عنصر غیرعقلانی هر تجربۀ استتیکی - یعنی پدیدۀ je ne sais quoi که از هرگونه تبیین عقلی طفره می‌‌‌رود - بنهد. به‌‌‌اعتقاد او، تجربۀ استتیکی صرفاً به ادراک کمال منوط است و کمال خصلتی کاملاً عقلانی است و متعلَق مناسب شناخت عقلی. به این ترتیب، چیزی که می‌‌‌تواند نقطۀ قوّت هر تجربۀ استتیکی باشد و منشاء لذت، نزد او چونان نقصی غیرقابل‌‌‌چشم‌‌‌پوشی می‌‌‌نماید که به هیچ نحوی از انحاء صلاحیت ندارد تا منشاء لذت از تجربۀ استتیکی واقع شود. با این اوصاف، استتیک او از جای‌‌‌دادن عنصر کانونی هر تجربۀ استتیکی و لذت حاصل از آن در خود، بازمی‌‌‌ماند.

2. وقتی ولف ادراک کمال را یگانه منشاء لذت استتیکی معرفی می‌‌‌کند و بر این اساس، «کمال» را به‌‌‌عنوان وجه ابژکتیو این تجربه مورد تأکید قرار می‌‌‌دهد، به‌‌‌واقع، از تبیین یکی از شهودهای معمول ما در مواجهه با زیبایی ابژه‌‌‌ها، یعنی مقایسۀ زیباییِ ابژه‌‌‌ها و همین‌طور مراتب زیبایی بازمی‌‌‌ماند. بر طبق معیار ولف، نمی‌‌‌توان بین زیبا و زیباتر فرق قائل شد؛ زیرا یگانه منشاء لذت استتیکی همانا مشاهدۀ کمال است و کمال عبارت است از وحدت در کثرت. ولف هیچ معیاری برای تعیین این‌‌‌که آیا این وحدت در برخی ابژه‌‌‌ها بیش‌‌‌تر یا کم‌‌‌تر از برخی دیگر است، ارائه نمی‌‌‌دهد؛ درحالی‌‌‌که کسی چون هاچسن که در سنت تجربه‌‌‌گرایانه، به معیار «هم‌‌‌گونگی درون چندگونگی» به‌‌‌عنوان یگانه خصلت زیباساز اعتقاد دارد، با قائل‌‌‌شدن به همگونگی (یا چندگونگی) بیش‌‌‌تر و کم‌‌‌تر، کوشید مسئلۀ مراتب زیبایی را تبیین کند.

3. وقتی ولف زیبایی را تنها منوط به مشاهده‌‌‌پذیری کمال می‌‌‌داند، برای زیبایی هر دو خصلت ابژکتیو (کمال) و سوبژکتیو (احساس لذت) را منظور می‌‌‌دارد. طبق این تعریف، زیبایی نه صرفاً لذت است و نه صرفاً کمال‌‌، بلکه جمع میان این دو است: لذت ناشی از مشاهدۀ کمال. این تعریف، دایرۀ شمول زیبایی را به اندازه‌‌‌ای گسترده می‌‌‌کند که هر چیزی در آن جای می‌‌‌گیرد (خواه قضیه‌‌‌ای ریاضیاتی یا رساله‌‌‌ای طبیعی خواه یک نقاشی یا یک ساختمان)؛ زیرا کلیۀ فراورده‌‌‌های بشری مصادیقی از کمال‌‌‌اند و ما همواره از تشخیص کمال و غایت امور لذت می­بریم و بر این اساس، همگی را زیبا می‌‌‌یابیم؛ درحالی‌‌‌که یک نظریۀ استتیکی جامع همواره باید بکوشد برای این‌‌‌که بتواند خود را با شهودهای معمول ما دربارۀ زیبایی و عدم زیبایی سازگار کند، خود را از اتهام «هر چیزی زیباست» برهاند. به‌‌‌نظر می‌‌‌رسد نظریۀ استتیکی ولف در انجام این مهم ناکام می‌‌‌ماند.

۴. نقد دیگری که به نظریۀ استتیکی ولف وارد است به برخورد او با مسئلۀ خطیر اختلاف‌‌‌نظرهای ذوقی برمی‌‌‌گردد. با توجه به جوهرۀ نظریۀ زیبایی ولف که عبارت است از «مشاهده‌‌‌پذیری کمال»، جاذبۀ نظریۀ لذت و زیبایی در استتیک او برای سنت عقل‌‌‌گرایی، همانا مبنایی است که برای حکم استتیکی فراهم می‌‌‌کند و سنگ محک آن نیز «کمال» ابژه است. از آن‌جا که نظریۀ ولف کنش داوری و صدور حکم را در لذت استتیکی دخیل می‌‌‌داند، ذوق را تابع ارزیابی عقلانی کمال ابژه می‌‌‌سازد. طبق این موقِف، به‌‌‌نظر می‌‌‌رسد ما می‌‌‌توانیم احکام ذوقی را به محکمۀ عقل بکشانیم تا درستی و نادرستی‌‌‌شان را با توجه به این‌‌‌که ناظر بر کمال حقیقی یا ظاهری ابژه هستند تعیین کنیم؛ زیرا  به یاد داریم که  ولف عنصری قصدی را در لذت شناسایی کرد که بنا بر آن، لذت به چیزی ورای خودش که همانا کمال اشیاء باشد ارجاع دارد و با توسل به چنین نقطۀ ارجاعی که در دست داریم ببینیم آیا شواهد و مدارک کافی برای این احکام وجود دارد یا نه و بدین‌‌‌ترتیب، مبنایی برای فیصله بخشیدن به اختلاف‌‌‌نظرهای ذوقی به دست ما می‌‌‌افتد، ولی از سوی دیگر، ولف در تعریف زیبایی بر شهود به‌‌‌عنوان مؤلفه‌‌‌ای مهم نیز انگشت تأکید می‌‌‌نهد و از آن‌جا که عنصر شهود ناظر بر ادراک بی‌‌‌واسطۀ خودِ شخص است و ادراک بی‌‌‌واسطه نیز همواره امری است که از تبیین طفره می‌‌‌رود و به همین دلیل نیز انتقال‌‌‌پذیری آن به دشواری می‌‌‌انجامد، انتقال‌‌‌‌‌‌پذیری احساس لذت را دچار مشکل می‌‌‌کند و آن نقطۀ ارجاعِ ناظر بر کمال که در بادی امر مستحکم به‌‌‌نظر می‌‌‌رسید را سست می‌‌‌کند.

بر این اساس، به‌‌‌نظر می‌‌‌رسد نظریۀ ولف نمی‌‌‌تواند به‌‌‌نحوی مطلوب مسئلۀ اختلاف‌‌‌نظرهای ذوقی را منظور کند. باومگارتن هم که لذت را شهود کمال می‌‌‌داند، چنین مشکلی را تشخیص می‌‌‌دهد و از این‌رو، برای منظور داشتن مسئلۀ اختلاف‌‌‌نظرهای ذوقی به‌‌‌دنبال اصول عامی می‌گردد که بتوان حکم ذوقی را بر آن‌ها مبتنی ساخت. ولی به‌‌‌نظر می‌‌‌رسد چون حوزۀ استتیک برای ولف از اهمیت چندانی برخوردار نبود کوششی هم در استنتاج این اصول عام به‌‌‌کار نبست.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Relation between Sensory Perception,Perfection and Pleasure with Beauty in Christian Wolff's Aesthetics

نویسندگان [English]

  • Davoud Mirzaei 1
  • Ali Salmani 2
  • Reza Mahoozi 3
چکیده [English]

Christian Wolff's view regarding sensory perception – which is formed on a Leibnizian framework – forms the base of his aesthetics. He explains the concept of perfection and pleasure according to the clear but disordered essence of sensory perception that is present in this framework and through this very path guides towards the definition of beauty. Thus, according to him, perfection is the consistency or accordance of diversity or the abundance of things or their parts; pleasure is the result of the intuition of the perfection present in things; and beauty is the perfection of a thing from the aspect of it being suitable in creating pleasure in us. Therefore, in this article we intend to explore the essence of sensory perception according to him and the relation between it, perfection and pleasure with beauty in his aesthetics so that it becomes clear how aesthetics emerges from the heart of epistemological discussions in general and from the depths of sensory perception in particular. Finally, while keeping in mind the important fact that he did not directly claim to have an independent theory in the field of aesthetics, we will critique and give our views in regards to the requisites connected to his aesthetics so that the limits of his extreme rationalist views in dealing with issues such as the extent that beauty covers, the levels of beauty and the difference of views in relation to taste and liking become clear.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Christian Wolff
  • sensory perception
  • perfection
  • pleasure
  • beauty

-    دیکی، جورج. (139۵). قرن ذوق: اودیسۀ فلسفی مفهوم ذوق در قرن هجدهم. (ترجمۀ داود میرزایی و مانیا نوریان). تهران. انتشارت حکمت.

-    کاپلستون، فردریک. (1380). تاریخ فلسفه: از ولف تا کانت (ج ۶). (ترجمۀ اسماعیل سعادت و منوچهر بزرگمهر). تهران: چاپ سوم. انتشارات علمی و فرهنگی و انتشارات سروش.

-    کاسیرر، ارنست. (1389). فلسفۀ روشنگری. (ترجمۀ یداللّه موقن). تهران: چاپ سوم. انتشارات نیلوفر.

-    گایر، پل. (139۴). زیبایی‌‌‌شناسی آلمانی در قرن هجدهم. (ترجمۀ سید مسعود حسینی). تهران: نشر ققنوس.

 

-    Baumgarten, Alexander, (1986). Aesthetica, (Frankfurt an der Oder: Kleyb, 1750). Reprint: Hildesheim: Olms.

-    Beiser, Frederick C. , (2009). Diotima's Children: German Aesthetic Rationalism from Leibniz to Lessing, Oxford: Oxford University Press.

-    Buchenau, Stefanie, (2013). The Founding of Aesthetics in the German Enlightenment: The Art of Invention and the Invention of Art, Cambridge: Cambridge University Press.

-    Corr, Charles Anthony, (1966). Order and Method in Christian Wolff's Philosophy, Unpublished Dissertation, Saint Louis University.

-    Corr, Charles Anthony, (1970). “Certitude and Utility in the Philosophy of Christian Wolff”, The Southwestern Journal of Philosophy, I: 133–142.

-    Corr, Charles Anthony, (1972). “Christian Wolff's Treatment of Scientific Discovery”, Journal of the History of Philosophy, 10: 323–334.

-    Corr, Charles Anthony, (1973). “The Existence of God, Natural Theology, and Christian Wolff”, International Journal for Philosophy of Religion, 4: 105–118.

-    Corr, Charles Anthony, (1975). “Christian Wolff and Leibniz”, Journal of the History of Ideas, 36: 241–262.

-    Corr, Charles Anthony, (1982). “The Deutsche Metaphysik of Christian Wolff: Text and Transitions”, in History of Philosophy in the Making, Linus J. Thro (ed. ), Washington DC: University Press of America, 113–120.

-    Corr, Charles Anthony, (1986). “Cartesian themes in Wolff's German metaphysics”, in Christian Wolff 1679–1754: Interpretationen zu seiner Philosophie und deren Wirkung, Herausgegeben von Werner Schneiders (ed. ), Hamburg: Felix Meiner Verlag, 113–120.

-    Guyer, Paul, (2014). A History of Modern Aesthetics, Volume I: The Eighteenth Century, Cambridge: Cambridge University Press.

-    Hammermeister, Kai, (2002). The German Aesthetic Tradition, (Cambridge: Cambridge University Press).

-    Hume, David, (1985). “Of the Standard of Taste,” in Essays Moral, Political and Literary, (Indianapolis: Liberty Fund).

-    Kant, Immanuel, (2000). Critique of the Power of Judgment, edited by Paul Guyer, translated by Paul Guyer and Eric Matthews (Cambridge: Cambridge University Press).

-    Leibniz, Gottfried Wilhelm, (1684). “Meditations on Knowledge, Truth, and Ideas”, in Philosophical Essays, (1989 b), eds. Roger Ariew and Daniel Garber. (Indianapolis: Hackett).

-    Leibniz, Gottfried Wilhelm, (1714 a). “Monadology”, in Philosophical Papers and Letters, (1989 a), translated and edited by Leroy E. Loemker, second edition (Dordrecht: D. Reidel).

-    Leibniz, Gottfried Wilhelm, (1714 b). “Principles of nature and Grace”, in Philosophical Essays, (1989 b), eds. Roger Ariew and Daniel Garber. (Indianapolis: Hackett).

-    Mattick, Paul Jr. , (2008). Eighteenth-Century Aesthetics and the Reconstruction of Art, Cambridge University Press

-    Shaftesbury, Anthony Ashley Cooper (Third Earl of Shaftesbury), (1999). Characteristicks of Men, Manners, Opinions, Times, edited by Philip Ayres (Oxford: Clarendon Press).

-    Wolff, Christian, (1963). Preliminary Discourse on Philosophy in General, ed. Richard Blackwell. Indianapolis: Bobbs-Merrill.

-    Wolff, Christian, (1965). German Metaphysics, in Gesammelte Werke, eds. Jean École, J. E. Hofmann, and H. W. Arndt. Hildesheim: Olms.

-    Wolff, Christian, (1965). Ontology, in Gesammelte Werke, eds. Jean École, J. E. Hofmann, and H. W. Arndt. Hildesheim: Olms.

-    Wolff, Christian, (1965). Psycologia empirica, in Gesammelte Werke, eds. Jean École, J. E. Hofmann, and H. W. Arndt. Hildesheim: Olms.

-    Wolff, Christian, (1981). “On the enjoyment that one can derive from the cognition of truth”, Kleine Philosophische Schriften ( Halle‌: Renger , 1740 ; modern reprint Hildesheim: Georg Olms.

Wolff, Christian, (1999). The Principles of Architecture, in The Principles of All Mathematical Sciences, new edition (Frankfurt, Leipzig, and Halle: Renger, 1750–57, 

CAPTCHA Image