ویژگی های طبیعی در اخلاق با تأکید بر نظریه شیفر-لَندَئو

نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای فلسفه اخلاق دانشگاه قم

2 استاد مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی

3 دانشیار مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران

چکیده

معیارهای مختلفی برای تمایز طبیعی و ناطبیعی در فرا اخلاق ارائه شده است. شیفر- لَندَئو ابتدا ادعا می‌کند که ویژگی‌های طبیعی آن دسته از ویژگی‌ها هستند که در رشته‌های علمی بکار می‌روند‌‌‌، ولی این تعریف‌‌‌‌‌‌، اولاً جامع نیست‌‌‌ و ثانیاً، دارای ابهام است. بر اساس معیار دوم وی‌‌‌‌‌‌، باید دو فهرست تهیه شود. نخستین فهرست شامل واژه‌هایی است که اکثر افراد‌‌‌‌‌‌، آن‌ها را طبیعی می‌دانند. واژه‌هایی که در فهرست اول جای نمی‌گیرند‌‌‌‌‌‌، به فهرست واژه‌های ناطبیعی منتقل می‌شوند. این معیار نیز کمکی به تشخیص امور طبیعی از ناطبیعی نمی‌کند. اگر بخواهیم دیدگاه شیفر- لَندَئو را حفظ کنیم‌‌‌‌‌‌، با کمک اخلاق هنجاری می‌توان معیاری برای ویژگی‌های طبیعی یافت. مثلاً‌‌‌‌‌‌، با پذیرش «اصل انسانیت» کانت به‌عنوان یک واقعیت ناطبیعی‌‌‌‌‌‌، آن دسته از ویژگی‌های توصیفی که مصداق رعایت این اصل هستند‌‌‌‌‌‌، می‌توانند ویژگی‌های پایه برای ویژگی‌های اخلاقی باشند‌‌‌، ولی با اقامۀ یک نقد جدّی به فرااخلاق شیفر- لَندَئو و پذیرش دیدگاه‌هایی که از این نقد مصون‌اند‌‌‌‌‌‌، می‌توان معیاری برای تمایز طبیعی و ناطبیعی در فرا اخلاق یافت. یکی از این دیدگاه‌ها‌‌‌‌‌‌، دیدگاه فیتزپاتریک است که بر اساس آن بسیاری از جنبه‌های جهان که قابل تحقیق تجربی هستند‌‌‌‌‌‌، ذاتاً لبریز از هنجار نیز هستند. از این‌رو، جهان تجارب انسانی‌‌‌‌‌‌، جهانی دو جنبه‌ای است؛ یکی از این جنبه‌ها طبیعی و دیگری ناطبیعی است.

تازه های تحقیق

نتیجه‌گیری

تمایز بین ویژگی‌های طبیعی و ناطبیعی‌‌‌‌‌‌، با ظهور نظریۀ مور اهمیت یافت. این تمایز برای تمایز بین واقع‌گرایی طبیعی‌گرا و ناطبیعی‌گرا اهمیت دارد. برای کسانی که واقع‌گرا نیستند‌‌‌‌‌‌، این تمایز اهمیتی ندارد. معیار ارائه‌شده توسط خود مور برای این تمایز‌‌‌‌‌‌، چندان روشن نیست. خود مور‌‌‌‌‌‌، به این ابهام معترف است. مفسرین نیز در تفسیر معیار مور‌‌‌‌‌‌، اختلاف‌نظر دارند. به‌علاوه‌‌‌‌‌‌، معیارهایی توسط دیگر متفکرین ارائه شده است که هرکدام از آن‌ها اشکالات مربوط به خود را دارند. شیفر- لَندَئو نیز دو معیار ارائه داده است که نمی‌توان آن‌ها را معیار قاطعی برای این تمایز دانست. او خود به ابهامات و اشکالات معیارهای ارائه‌شده واقف است. به نظر می‌رسد تعریف تمایز طبیعی/ناطبیعی از طریق قابلیت شناخت تجربی امور طبیعی‌‌‌‌‌‌، کمترین مشکل را داشته باشد‌‌‌، ولی هر معیاری برای آن‌که معیار کامل و بدون عیب و نقصی باشد‌‌‌‌‌‌، باید توضیحی دربارۀ جنبه‌های متافیزیکی این تمایز ارائه دهد. شیفر- لَندَئو یک معیار متافیزیکی ارائه داده است. این معیار‌‌‌‌‌‌، تهی است و ما را در یافتن ویژگی‌های ناطبیعی کمک نمی‌کند. اگر بخواهیم مبانی شیفر- لَندَئو را حفظ کنیم‌‌‌‌‌‌، با کمک اخلاق هنجاری می‌توان معیاری برای ویژگی‌های طبیعی یافت؛ مثلاً‌‌‌‌‌‌، اگر شیفر- لَندَئو «اصل انسانیت» کانت را - که یک اصل در اخلاق هنجاری است - به‌عنوان یک واقعیت ناطبیعی بپذیرد‌‌‌‌‌‌، در این صورت‌‌‌‌‌‌، آن دسته از ویژگی‌های توصیفی که مصداق رعایت این اصل هستند‌‌‌‌‌‌، می‌توانند ویژگی‌های پایه برای ویژگی‌های اخلاقی باشند. به نظر می‌رسد شیفر- لَندَئو مشکلی با پذیرش این اصل به‌عنوان یک واقعیت ناطبیعی نداشته باشد‌‌‌، ولی هنوز یک نقد جدّی به فرا اخلاق شیفر- لَندَئو وارد است. هرچند دیدگاه شیفر- لَندَئو از نظر روش‌شناسی و معرفت‌شناسی غیر طبیعی‌گرایانه است‌‌‌‌‌‌، بر اساس متافیزیک واقعیات یا ویژگی‌های اخلاقی وی‌‌‌‌‌‌ واقعیات و ویژگی‌های اخلاقی منحصراً از واقعیات و ویژگی‌های طبیعی ساخته‌شده‌اند. بر این اساس، هرچند دیدگاه شیفر- لَندَئو ناتقلیل‌گرایانه است‌‌‌‌‌‌، واجد منابع کافی برای به دست دادن فهمی از جنبه‌های هنجاری واقعیات و ویژگی‌های هنجاری‌‌‌‌‌‌، نیست. با پذیرش دیدگاه‌هایی که از این نقد مصون‌اند‌‌‌‌‌‌، می‌توان معیاری برای تمایز طبیعی/ ناطبیعی در حوزۀ اخلاق یافت. یکی از این دیدگاه‌ها‌‌‌‌‌‌، دیدگاه فیتزپاتریک است که بر اساس آن بسیاری از جنبه‌های جهان که قابل تحقیق تجربی هستند‌‌‌‌‌‌، ذاتاً لبریز از هنجار نیز هستند. فیتزپاتریک معتقد است که ارزش‌های عینی که تعین‌کنندۀ استانداردهای اخلاقی درست هستند‌‌‌‌‌‌، چیزی جز جنبه‌های عینی و ارزیابانه غیر قابل‌تقلیل یا هنجاری همین جهان نیستند‌‌‌‌‌‌، هرچند از نقطه ‌نظرِ تحقیق تجربی قابل‌مشاهده نیستند. بسیاری از واقعیات و جنبه‌های آشنای زندگی‌‌‌‌‌‌، رفتار‌‌‌ و تجربه انسان که می‌تواند موضوع تحقیق تجربی قرار گیرد‌‌‌‌‌‌، مملو از ارزش‌‌‌ و در نتیجه، برای ما منبع استانداردهای عینی «خوبی»‌اند و این بدان معناست که بسیاری از جنبه‌هایی که همیشه طبیعی می‌نامیدیم‌‌‌‌‌‌، هرگز صرفاً طبیعی نبوده‌اند. از این‌رو، جهان تجارب انسانی‌‌‌‌‌‌، جهانی دو جنبه‌ای است. این دو جنبه‌‌‌‌‌‌، هم به لحاظ متافیزیکی با یک‌دیگر متفاوت‌اند و هم به لحاظ معرفت‌شناختی. شیفر- لَندَئو در آثار متأخراش نظراتی را اظهار می‌کند که این ظن را برمی‌انگیزد که دیدگاهش به دیدگاه فیتزپاتریک نزدیک شده است‌‌‌‌‌‌، هرچند سخن او دارای ابهام است و ممکن است نتوان این نتیجه را از سخنانش گرفت.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Natural Properties in Ethics with an Emphasis on Shafer-Landau’s Theory

نویسندگان [English]

  • Hassan Heshmati 1
  • Muhammad Legenhausen 2
  • Hassan Miandari 3
1 PH.D student of Philosophy of Ethics, University of Qomy
2 Professor of Philosophy, Imam Khomeini Educational Research Institute
3 Associate Professor of Philosophy, Iranian Institute of Philosophy
چکیده [English]

Various criteria for the natural/non-natural distinction have been suggested in metaethics. Shafer-Landau first claimed that natural properties are properties that are used in scientific disciplines. But firstly, this definition is not comprehensive, and secondly it is ambiguous; according to the second criterion, two lists must be prepared; the first list includes terms that most people consider to be natural. The terms that are not included in the first list, are transferred to the list of non-natural terms. I argue, however, that this criterion also does not help in distinguishing natural properties from non-natural ones. If we wish to maintain Shafer-Landau's view, we can find a criterion for natural properties using normative ethics. For example, by accepting Kant’s principle of humanity as a non-natural reality, those descriptive properties that follow from this principle can be the foundational properties for moral properties. But by presenting a serious criticism on Shafer-Landau's metaethics and accepting views that are invulnerable to this critique, a criterion for the distinction of natural/non-natural in meta-ethics can be found. One of these views is Fitzpatrick’s view, according to which many of the aspects of the world that are empirically investigable are also inherently value-laden. Therefore, the world of human experience is a dual-aspect world. One of these aspects is natural and the other is non-natural.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • natural
  • non-natural
  • ethics
  • science
  • empirical

-    اورمن کواین،‌‌‌‌‌‌ ویلرد وَن. (1374). دو حکم جزمی تجربه‌گرایی. بدیعی‌‌‌‌‌‌، منوچهر. ارغنون‌‌‌‌‌‌، (7و 8)‌‌‌‌‌‌، ص 251-278.

-          References

-    Baldwin, T. (1985). Ethical Non-Naturalism. in Experience in Analysis, Ian Hacking (ed.). Cambridge: Cambridge University Press, 23-46.

-    Cargile, J. (1989). What Is a Natural Property. Philosophy, Vol. 64 (248), 137-158

-    Chakravartty, A. (2017).Scientific Realism. The Stanford Encyclopedia of Philosophy (Summer 2017 Edition), Edward N. Zalta (ed.), URL = <https://plato.stanford.edu/archives/sum2017/entries/scientific-realism/>.

-    Copp, D. (2007). Morality in a Natural World. Cambridge: Cambridge University Press.

-    Cuneo, T. & Shafer-Landau, R. (2014). The Moral Fixed Points: New Directions for Moral Nonnaturalism. Philosophical Studies 171 (3), 399-443

-    FitzPatrick, W. J. (2008). Robust Ethical Realism, Non-Naturalism, and Normativity. In: Shafer-Landau R, (Editor). Oxford Studies in Metaethics. Oxford: Oxford University Press, (3), 159-205.

-    FitzPatrick, W. J. (2009). Recent work on ethical realism. Analysis, 69 (4), 746-760

-    Hansson, S. O. (2017). Science and Pseudo-Science. The Stanford Encyclopedia of Philosophy (Summer 2017 Edition), Edward N. Zalta (ed.), URL = <https://plato.stanford.edu/archives/sum2017/entries/pseudo-science/>.

-    Hare, R. M (1952). The Language of Morals. Oxford: Oxford University Press.

-    Heil, J. (2004). Philosophy of Mind: A Contemporary Introduction. New York: Routledge.

-    Lakatos, I. (1970). Falsification and the Methodology of Research program. pp 91–197 in Imre Lakatos and Alan Musgrave (eds.) Criticism and the Growth of Knowledge. Cambridge: Cambridge University Press.

-    Lewis, D. (1983). New Work for a Theory of Universals. Australasian Journal of Philosophy, 61(4), 343–377.

-    Little, M. (1994). Moral Realism II: Non-Naturalism. Philosophical Books, 35: 225–232.

-    McLaughlin, Brian & Karen Bennett. Supervenience (2014). The Stanford Encyclopedia of Philosophy (Spring 2014 Edition), Edward N. Zalta (ed.), URL = <http://plato.stanford.edu/archives/spr2014/entries/supervenience/>.

-    McPherson, T. (2015a), “What is at Stake in Debates among Normative Realists?” Noûs . 49: 123-146.

-    McPherson, T. (2015b). Supervenience in Ethics. The Stanford Encyclopedia of Philosophy (Winter 2015 Edition), Edward N. Zalta (ed.), URL = <http://plato.stanford.edu/archives/win2015/entries/supervenience-ethics/>.

-    Moore, G. E. (1903). Preface to the Second Edition. In Principia Ethica, ed. Thomas Baldwin, Cambridge: Cambridge University Press.

-    Moore, G. E. (1903). Principia Ethica. Cambridge: Cambridge University Press.

-    Popper, K. (1962). Conjectures and refutations: The growth of scientific knowledge. New York: Basic Books.

-    Price, H. (2013). Expressivism, Pragmatism and Representationalism. Cambridge: Cambridge University Press.

-    Ridge, M. (2014). Moral Non-Naturalism, The Stanford Encyclopedia of Philosophy (Fall 2014 Edition), Edward N. Zalta (ed.), URL = <http://plato.stanford.edu/archives/fall2014/entries/moral-non-naturalism/>.

-    Shafer-Landau, R. (2003). Moral Realism: A Defense. Oxford, Oxford University Press.

-    Smith, M. (2004). Ethics and the A Priori. New York: Cambridge University Press

-    Vallentyne, P. (1998). The Nomic Role Account of Carving Reality at the Joints. Synthese, (115), 171–198.

Resources written in Arabic / Persian

-  Orman Quine, W.V. (1374 SH), Do Hukm-i Jazmi-i Tajrube Girayi (two dogmatic rules of empiricism). Translated by Manouchehr Badiʻi. Arganun, Issue 7 & 8, pp. 251-278.

 

CAPTCHA Image