<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش‌های فلسفی -کلامی</title>
    <link>https://pfk.qom.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش‌های فلسفی -کلامی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 23 Mar 0621 00:00:00 +0325</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 23 Mar 0621 00:00:00 +0325</lastBuildDate>
    <item>
      <title>سخن سردبیر</title>
      <link>https://pfk.qom.ac.ir/article_4256.html</link>
      <description>سخن سردبیردر شماره 106 فصلنامه پژوهش‌های فلسفی۔کلامی، مجموعه‌ای از پژوهش‌های نوآورانه و &amp;amp;nbsp;روشمند ارائه شده که همگی در پیوندگاه معرفت‌شناسی دینی، متافیزیک و فلسفه دین معاصر قرار دارند. این مقالات، با تکیه بر سنت غنی حکمت اسلامی (فارابی، ملاصدرا، زنوزی) و گفت‌وگوی انتقادی با متفکران غربی معاصر (هیوم، فلدمن، دریپر)، نشان می‌دهند که فلسفه و کلام امروز نه تنها از مواجهه با داده‌های تجربی و استدلال‌های تحلیلی گریزان نیست، بلکه در همین مواجهه، عمق و غنای خود را بازمی‌یابد.بی‌شک، پویایی اندیشه در گرو استقبال از پژوهش‌های نوآورانه، مستند و مسئله‌محور است. آثاری که نه در حصار تکرار و تلخیص، که با گشودن دریچه‌های تازه به مسائل پایه‌ای و نوپدید، هم عیار استدلال را پاس می‌دارند و هم ضرورت پرسش‌های زمانه را دریافته‌اند. در این مسیر، آنچه اصالت یک پژوهش را می‌سازد، نه صرفِ نو بودن موضوع، بلکه اتقان و اثرگذاری آن در بازخوانی انتقادی میراث فکری، صورت‌بندی دقیق مسئله، و ارائه تحلیلی است که بتواند افق‌هایی تازه‌ بگشاید. در این شماره نیز کوشیده‌ایم با گردآوری مقالاتی از این دست، گامی در مسیر تحقق این اهداف برداریم. آنچه در این شماره پیش روی خوانندگان قرار می‌گیرد، مقالاتی است که هر یک از منظری متفاوت به مسائل بنیادین فلسفه و کلام نظر دوخته‌اند. مقاله &amp;amp;laquo;ارزیابی خوانش همدلانه از ایمان در فلسفۀ هیوم با تکیه بر تفسیرهای روان‌شناختی معاصر&amp;amp;raquo; نمونه‌ای درخشان از این رویکرد است. نویسنده با عبور از تفسیر رایج که هیوم را صرفاً نقاد الهیات طبیعی می‌داند، می‌کوشد خوانشی همدلانه و در عین حال مستند از امکان &amp;amp;laquo;ایمان غیراثباتی&amp;amp;raquo; در فلسفه او ارائه دهد. این پژوهش نشان می‌دهد که چگونه می‌توان با بهره‌گیری از روان‌شناسی دین معاصر، ابعاد تازه‌ای از یک فیلسوف را آشکار ساخت و او را نه در جایگاه خداناباوری نظری، بلکه نظریه‌پرداز ایمانی فروتنانه و انسان‌محور تفسیر کرد.در حوزه فلسفه اسلامی، مقاله &amp;amp;laquo;ارزیابی دو تفسیر متفاوت از حدوث جسمانی نفس&amp;amp;raquo; پژوهشی است دقیق و مسئله‌محور که به یکی از چالش‌برانگیزترین مبانی حکمت متعالیه می‌پردازد. نویسنده با شناسایی دو خوانش متفاوت از این نظریه در میان شارحان صدرایی، و با تکیه بر رویکرد نظام‌مند فلسفه صدرایی، نشان می‌دهد که تفسیر صحیح آن است که نفس در هنگام حدوث، جسمانی و جسم است، نه صرفاً وابسته به جسم. این پژوهش ضمن دقت در عبارات گاه متناقض‌نمای ملاصدرا و تحلیل اصولی چون حرکت جوهری و اتحاد وجودی نفس و بدن، افق تازه‌ای را برای فهم مسئله نفس و بدن و معاد جسمانی می‌گشاید. &amp;amp;nbsp;دو مقاله &amp;amp;laquo;جایگاه‌ تروّی در اندیشۀ فارابی و کارکردهای نظری و عملی آن&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;بازخوانی دیدگاه دو حکیم زنوزی در مسئلۀ وجود ذهنی&amp;amp;raquo; نیز ناظر به بازخوانی دقیق سنت فلسفی اسلامی اند و نشان میدهند که چگونه این بازخوانی دقیق می‌تواند به کشف ظرفیت‌های نظری نوین &amp;amp;nbsp;بیانجامد. نخستین مقاله با تحلیل مفهوم &amp;amp;laquo;تروّی&amp;amp;raquo; به عنوان فرآیند عقلانی۔عملی، نقش آن را در پیوند نظر و عمل، تبیین ضعف اراده، و ارائه راهبردی برای تربیت اخلاقی آشکار می‌سازد. دومین مقاله نیز با بررسی تطبیقی دیدگاه دو حکیم زنوزی، از یک سو چگونگی تعامل نظریه وجود ذهنی با تفسیر رادیکال اصالت وجود را نمایان می‌سازد، و نوآوری‌ها و چالش‌های درونی این دیدگاه می‌پردازد.در حوزه فلسفه دین تحلیلی، دو مقاله قابل تأمل در این شماره جای گرفته‌اند. نخست &amp;amp;laquo; بررسی و نقد دیدگاه پل دِرِیپِر در مسئلۀ شر &amp;amp;raquo; که با روشی تحلیلی۔انتقادی، استدلال قرینه‌گرای شر را واکاوی کرده و نقاط ضعف آن را در تعریف شر گزاف، محاسبه احتمالات پیشین، و پیشفرض‌های محدودکننده درباره اهداف الهی آشکار می‌سازد. مقاله دیگر، &amp;amp;laquo;اختلافِ ‌نظر فیلسوف با خود: بررسی دیدگاه فلدمن درباره اختلاف‌نظر دینی معقول&amp;amp;raquo;، با کاوشی عمیق در آرای ریچارد فلدمن، ناسازگاری درونی دیدگاه او را درباره اختلاف نظر دینی معقول نمایان می‌سازد و نشان می‌دهد که چگونه پذیرش مفهومی موسع از عقلانیت در آثار متأخر فلدمن، نتایج شک‌گرایانه آثار پیشین او را به چالش می‌کشد.مقاله &amp;amp;laquo; بازخوانی خاطرات یا تجربه‌ای نوین؛ بررسی انتقادی نگرۀ بازخوانی خاطرات در تجربۀ نزدیک به مرگ&amp;amp;raquo; نیز نمونه‌ای دیگر از پژوهش‌های میان‌رشته‌ای اصیل است. نویسنده با نگاهی فلسفی به پدیده تجربه‌های نزدیک به مرگ، نظریۀ &amp;amp;laquo;بازخوانی خاطرات&amp;amp;raquo; را به عنوان یکی از تبیین‌های طبیعت‌گرایانه، در بوتۀ نقد می‌گذارد. تکیه بر شواهد تجربی همچون تجربۀ نابینایان مادرزاد و اشتراکات فرافرهنگی، استدلالی قوی علیه این تبیین تقلیل‌گرا فراهم آورده و ضرورت توجه به ابعاد فرافیزیکی نفس انسانی را گوشزد می‌کند.امید که مقالات این شماره، چونان آیینه‌ای شفاف، بتواند بخشی از پویایی و ژرفای پژوهش‌های فلسفی۔کلامی معاصر را بازتاب دهد و زمینه‌ساز ژرفکاوی و گفت‌و‌گوهای سازنده‌ای در میان اندیشوران این دیار باشد.زهرا خزاعی&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>اختلاف نظر فیلسوف با خود: بررسی دیدگاه فلدمن درباره اختلاف نظر دینی معقول</title>
      <link>https://pfk.qom.ac.ir/article_3700.html</link>
      <description>ریچارد فلدمن در مقاله &amp;amp;laquo;اختلاف نظرهای دینی معقول&amp;amp;raquo; با استفاده از آموزه‌های معرفت‌شناسی اختلاف نظر، استدلال دقیقی ارائه می‌دهد تا معقول بودن اختلاف نظر دینی با همتای معرفتی را رد کند. در این استدلال فلدمن تمام حالات ممکن برای اختلاف نظر دینی معقول را برشمرده و با ارائه دلیل کنار می‌گذارد، و در نهایت از نوعی شک‌گرایی متواضعانه در باب باور دینی دفاع می‌کند. موضوع مقاله حاضر بررسی استدلال فلدمن در مقاله مذکور است. پس از شرح استدلال، دو اشکال اساسی در ارتباط با آن مطرح می‌شود. اول این که، دیدگاه فلدمن درباره اختلاف نظر دینی در این استدلال، با دلالت‌های آثار بعدی او درباره اختلاف نظر دینی معقول ناسازگار است. علاوه بر این، در حالی که فلدمن نتیجه استدلال فوق را نوعی شک‌گرایی محدود می‌خواند، می‌توان دید که با کاربست همین استدلال به حوزه معرفت عرفی می‌توان شک‌گرایی گسترده را نیز از آن نتیجه گرفت. در این مورد نیز فلدمن در آثار بعدی خود با اتخاذ موضعی متفاوت نسبت به اختلاف نظر معقول با همتای معرفتی، از پذیرش چنین نتیجه‌ای اجتناب می‌کند. در نهایت، ریشه وجود ناسازگاری در آراء فلدمن تحلیل می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی خاطرات یا تجربه‌ای نوین؛ بررسی انتقادی نگرۀ بازخوانی خاطرات در تجربۀ نزدیک به مرگ  </title>
      <link>https://pfk.qom.ac.ir/article_3904.html</link>
      <description>تجربه نزدیک به مرگ از تجربه‌های دیرپای بشری است که گزارش‌های متعددی از آن از دوران باستان تاکنون وجود دارد. اکنون از مسائل مهمی که فلسفه دین و الهیات جدید در این زمینه پی می‌جوید معنای این تجربه‌ها و نقش آنها در اثبات برخی از باورهای دینی مانند نفس فرافیزیکی انسان و حیات پس از مرگ است. در این میان رویکرد طبیعت‌گرا تلاش چندجانبه‌ای برای تبیین طبیعی با نگاهی تقلیل‌گرایانه و فیزیکالیستی را جستجو کرده است. از جمله این تلاش‌ها توضیح تجربه نزدیک به مرگ به مثابه بازخوانی و بازسازی تجربه‌های بایگانی‌شده در مغز است. با توجه به اهمیت این مسئله در مواجهه با باورهای دینی، تحقیق پیش رو بر آن است تا دیدگاه یادشده را در معرض بررسی و سنجش قرار دهد. روش تحقیق در مقام گردآوری کتابخانه‌ای و در مقام داوری عقلی-تحلیلی خواهد بود. ماحصل تحقیق این است که دیدگاه یادشده به هیچ روی در تبیین این تجربه‌ها کامیاب نیست، بلکه از سویی فاقد پشتوانه‌های معتبر علمی است و از دیگر سو به جهات متعددی گرفتار قیاس مع‌الفارق است.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>جایگاه‌ «تروّی» در اندیشۀ فارابی و کارکردهای نظری و عملی آن </title>
      <link>https://pfk.qom.ac.ir/article_3755.html</link>
      <description>در این مقاله به بررسی مفهوم تروّی در اندیشه فارابی و نقش آن در فرآیند فعل اخلاقی پرداخته‌ایم. فارابی عقل عملی را قوه‌ای محوری در تشخیص و انجام اعمال اخلاقی می‌داند که از طریق تروّی بهترین اقدام را در موقعیت‌های خاص تعیین می‌کند. تروّی، به عنوان فرآیند عقلانی و توانایی نفسانی عقل عملی، شامل چهار مرحله تصویرسازی غایت، بررسی گزینه‌های ممکن، سنجش پیامدها و انتخاب بهینه‌ترین عمل است. این فرآیند با ایجاد هماهنگی میان شناخت کلی و جزئی، معرفت و میل، انسان را به سوی خیر و سعادت هدایت می‌کند. تروّی نه‌تنها به تولید معرفت جزئی محدود نمی‌شود، بلکه با ادراک کلی توسط عقل عملی، اشکال هیوم در مسئله &amp;amp;laquo;هست&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;باید&amp;amp;raquo; را منحل می‌کند. انسان با بهره‌مندی از تروّی و با پرورش فضایل نفسانی و تحقق تعادل در قوای نفس، در چارچوب اخلاق فضیلت‌گرا، به سعادت می‌رسد. تقویت تروّی از طریق تجربه، تکرار و عادت، ضعف اراده را مرتفع می‌کند، شکاف میان نظر و عمل را کاهش می‌دهد و تصمیم‌گیری اخلاقی را بهبود می‌بخشد. همچنین، با تکیه بر روان‌شناسی اخلاق، تروّی به عنوان راهبردی در تربیت اخلاقی معرفی می‌شود.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و نقد دیدگاه پل دِرِیپِر در مسئلۀ شر </title>
      <link>https://pfk.qom.ac.ir/article_4208.html</link>
      <description>این مقاله به بررسی و نقد دیدگاه پل دریپر، فیلسوف برجسته دین، در خصوص مسئله شر می‌پردازد. هدف اصلی پژوهش، تحلیل استدلال قرینه‌گرای شر دریپر است که بر اساس آن، میزان و نوع شر موجود در جهان، شواهدی قوی علیه وجود خدای خیرخواه، قادر مطلق و عالم مطلق ارائه می‌دهد. برای نیل به این هدف، این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی۔انتقادی، به بررسی دقیق آثار اصلی دریپر و نقد ساختار منطقی و مبانی معرفت‌شناختی استدلال او می‌پردازد و هم‌زمان، ادبیات پژوهشی مرتبط و نقدهای مطرح‌شده توسط دیگر فلاسفه را نیز مورد توجه قرار می‌دهد. یافته‌های اصلی نشان می‌دهند که استدلال دریپر با چالش‌هایی در تعریف و تشخیص شر گزاف مواجه است و مفاهیمی نظیر احتمال پیشین که او به کار می‌برد، دارای ابهامات روش‌شناختی است. همچنین، این مقاله استدلال می‌کند که فرضیات دریپر درباره اهداف الهی و دانش انسانی نسبت به آنها، قابل تردید هستند. در نتیجه‌گیری، مقاله حاضر نشان می‌دهد که با وجود اهمیت دیدگاه دریپر در مباحث معاصر فلسفه دین، استدلال قرینه‌گرای شر او از نقاط ضعف فلسفی و معرفت‌شناختی قابل توجهی برخوردار است که اعتبار آن را به چالش کشیده و زمینه‌ساز بحث‌های بیشتر در زمینه مسئله شر و راه‌حل‌های آن می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی دیدگاه دو حکیم زنوزی در مسئلۀ وجود ذهنی </title>
      <link>https://pfk.qom.ac.ir/article_3704.html</link>
      <description>دیدگاه ملا عبداللّه زنوزی و آقا علی مدرس در مسئلۀ وجود ذهنی از دو جهت حائز اهمیت است: هم مورد مناسبی برای تبیین نسبت نظریۀ وجود ذهنی با تفسیرهای مختلف اصالت وجود است و هم به خودیِ خود مشتمل بر ابداعاتی -نظیر تعمیم نظریۀ وجود ذهنی به مجردات تام از جمله واجب‌تعالی- است، که لازم است تبیین و ارزیابی شوند. مقالۀ حاضر، با روش تحلیلی-تفسیرگرایانه، دیدگاه دو حکیم زنوزی دربارۀ نظریۀ وجود ذهنی را تبیین و سازگاری آن را با تفسیری که از آموزۀ اصالت وجود ارائه کرده‌اند بررسی کرده است. این کاوش به این نتیجه انجامید که دو حکیم زنوزی به ارتباط نظریۀ وجود ذهنی و آموزۀ اصالت وجود توجه داشته‌اند و علاوه بر ابتنای استدلال‌های وجود ذهنی بر اصالت وجود، دو مؤلفۀ &amp;amp;laquo;حکایت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مطابقت&amp;amp;raquo; در تقریر مشهور وجود ذهنی را متناسب با تفسیر خودشان از آموزۀ اصالت وجود اصلاح کرده‌اند. با وجود این، برخی جنبه‌های دیگاه آنها دربارۀ وجود ذهنی -به‌خصوص بخش‌هایی که وجود ذهنی را به مجردات تام نسبت می‌دهد- با تفسیر آنها از آموزۀ اصالت وجود سازگار نیست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی خوانش همدلانه از ایمان در فلسفۀ هیوم با تکیه بر تفسیرهای روان‌شناختی معاصر  </title>
      <link>https://pfk.qom.ac.ir/article_4209.html</link>
      <description>چکیدهاندیشۀ دینی دیوید هیوم غالباً به‌مثابه مجموعه‌ای از نقدهای سلبی بر الهیات طبیعی و براهین اثبات وجود خدا تفسیر شده است. این مقاله با اتخاذ خوانشی همدلانه و تحلیلی، نشان می‌دهد که این تصویر رایج، پروژۀ فلسفی هیوم را به‌نحو نابسنده‌ای تقلیل می‌دهد. مدعای اصلی نوشتار آن است که نقدهای هیوم بر الهیات اثبات‌گرا نه پایان دین، بلکه مقدمۀ گذار از ایمانِ معرفت‌محور به ایمانِ زیست‌محور است. در گام نخست، الگوی کلاسیک ایمان اثبات‌گرا در سنت عقل‌گرایی دینی بریتانیا و صورت‌بندی‌های شاخص آن بررسی می‌شود. سپس نشان داده می‌شود که هیوم با تکیه بر تجربه‌گرایی، تحلیل روان‌شناختی ذهن و نقد مفروضات متافیزیکی، امکان دفاع معرفت‌شناختی از ایمان اثبات‌‌گرا را از بنیاد تضعیف می‌کند. در عین حال، تحلیل‌های او در تاریخ طبیعی دین آشکار می‌سازد که دین را باید به‌مثابۀ پدیده‌ای انسانی، برآمده از ساختارهای عاطفی، تخیلی و عادت‌مند ذهن فهم کرد. در این چارچوب، ایمان غیراثباتی به‌عنوان پاسخی طبیعی، معنا‌بخش و وجودی به وضعیت ناپایدار آدمی در جهان پدیدار می‌شود. مقاله نتیجه می‌گیرد که هیوم، نه مبلغ خداناباوری، بلکه نظریه‌پرداز الگویی فروتنانه و انسان‌محور از ایمان است که با خوانش‌های روان‌شناختی معاصر از دین هم‌افق است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی دو تفسیر متفاوت از حدوث جسمانی نفس</title>
      <link>https://pfk.qom.ac.ir/article_4198.html</link>
      <description>نظریه جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء، دیدگاهی بنیادین درباره نفس است؛ به همین دلیل فهم نادرست معنای حدوث جسمانی نفس، پاسخ به تمامی مسائل مرتبط با نفس را تحت الشعاع قرار می دهد. با مطالعه آثار شارحان ملاصدرا و فیلسوفان نوصدرایی، دو تفسیر متفاوت و متقابل از نظریه حدوث جسمانی نفسِ ملاصدرا، مشاهده می شود. این دو تفسیر عبارت اند از: 1. نفس در هنگام حدوث جسم است و 2. نفس در هنگام حدوث وابستگی به جسم دارد. هدف پژوهش حاضر روشن ساختن این مطلب است که بر اساس منظومه فلسفه صدرایی کدام یک از این دو تفسیر صحیح بوده و منظور ملاصدرا از حدوث جسمانی نفس، کدام یک از این دو تفسیر است. روش این تحقیق توصیفی-تحلیلی و نیز برهانی بوده و سعی شده است از طریق تحلیل متون و توجه به منظومه فلسفه صدرایی دیدگاه اصلی ملاصدرا تبیین گردد. یافته های پژوهش گویای آن هستند که خوانش صحیح از نظریه حدوث جسمانی نفس، این است که نفس در زمان حدوث جسم است نه اینکه در هنگام حدوث صرفا وابستگی به جسم داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Intellectual Humility and the Ethical Challenge of Teaching Negative Theology in Kalām: A Comparison of Jahm b. Ṣafwān and Ḍirār b. ʿAmr's Models</title>
      <link>https://pfk.qom.ac.ir/article_3855.html</link>
      <description>Negative theology in Kalām aims to preserve the unity and simplicity of the divine essence by refraining from affirming attributes of God. However, teaching such theology raises a moral and epistemic question: how can one cultivate intellectual humility without dissolving meaningful theological discourse? This article investigates this dilemma by comparing the negative theological models of Jahm b. Ṣafwān and Ḍirār b. ʿAmr. Employing a conceptual and comparative methodology grounded in primary sources and virtue epistemology, the study demonstrates that Jahm&amp;amp;rsquo;s extreme rejection of predication leads to epistemic skepticism and the collapse of theological reasoning. In contrast, Ḍirār&amp;amp;rsquo;s approach grounds denial in a semantic strategy that preserves meaning and interpretive responsibility, offering a form of dynamic intellectual humility. The article concludes by proposing an educational model of &amp;amp;ldquo;dialogical authority&amp;amp;rdquo;, wherein theological expertise and humility mutually reinforce one another. This model fosters a classroom environment in which students are encouraged to ask difficult questions, acknowledge epistemic limits, and participate responsibly in theological inquiry.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Divine Simplicity: A New Assessment</title>
      <link>https://pfk.qom.ac.ir/article_4362.html</link>
      <description>One of the attributes traditionally ascribed to God by medieval philosophers is divine simplicity. This article explores the various interpretations of divine simplicity presented by medieval thinkers, evaluating which of these interpretations are plausible and which are not. The article addresses the concept of divine simplicity with respect to the absence of plurality in the divine essence. While God is free from material multiplicity, the discussion highlights that analytical plurality&amp;amp;mdash;comprising existence and quiddity&amp;amp;mdash;can still exist. Regarding divine simplicity as pure actuality, the article argues that this concept is acceptable only concerning the attributes of the divine essence. The third interpretation posits that God's attributes are identical with God's essence. If this interpretation means that God's attributes do not contribute to the multiplicity within the divine essence, then it could also apply to humans and is not exclusive to God. However, if it implies a complete semantic and ontological identity between God and His attributes, this interpretation would be problematic. In conclusion, the article asserts that the concept of divine simplicity is valid in certain senses but not in others.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحول مفهوم بی‌نهایتِ الهی در سنت یونانی؛ با تأکید بر الهیات گریگوری نیسایی</title>
      <link>https://pfk.qom.ac.ir/article_4363.html</link>
      <description>یونانیان و نیز الهی‌دانان مسیحی‌ای که متأثر از آنها بوده‌اند، مانند گریگوری نیسایی، از مفهوم بی‌نهایت با رویکردهای مختلفی سخن گفته‌اند. دقیقاً مشخص نیست که ایشان در إسناد این مفهوم به خداوند، دقیقاً چه معنایی از آن در نظر دارند. یونانیان هم از بی‌نهایتِ کمّی سخن گفته‌اند هم از بی‌نهایتِ کیفی. اما اکثر ایشان و نیز الهی‌دانان مسیحی، در درجه‌ی اول، به بی‌نهایت نه از نظر کمیت، بلکه به عنوان کیفیتی منحصر به فرد از خداوند می‌اندیشند، کیفیتی که ارتباط مستقیمی با عدد و اندازه‌گیری ندارد. از نظر گریگوری، طبیعت الهی، تغییرناپذیر و فاقد هر گونه ضدی است که بتواند او را محدود سازد، و از آنجا که خداوند هیچ ضدی ندارد، در نیکویی و دیگر کمالات، بی حد و حصر است. در جستار حاضر تلاش خواهیم کرد تا سرگذشتِ هستی‌شناختی-الهیاتیِ مفهوم بی‌نهایت در اندیشه‌ی یونانیان باستان و تأثیر آن بر دیدگاه گریگوری نیسایی را بررسی کنیم. این مفهوم به بخشی از الهیات سلبی در آثار گریگوری نیسایی تبدیل می‌شود. از نظر او، به دلیل شدت تعالیِ خداوند، ذات او را نمی‌توان با هیچ نامی بیان نمود. گریگوری اولین متفکری است که به تفصیل در مورد بی‌نهایت الهی بحث می‌کند، اگرچه این مفهوم در دیگر پدران کاپادوکیه‌ای نیز ظاهر می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>A Critical Assessment of Positivity Theory of Faith</title>
      <link>https://pfk.qom.ac.ir/article_4364.html</link>
      <description>This paper examines two major critiques of positivity theories, Malcolm and Scott&amp;amp;rsquo;s critique and axiological critiques concerning on preferring God&amp;amp;rsquo;s existence, and evaluates their implications for desire-based theories of faith. Malcolm and Scott show that faith can persist even in the absence of desire, inclination, or a positive evaluation toward the content of faith. These examples undermine the claim that desire is conceptually necessary for faith and demonstrate that the linguistic and intuitive arguments of positivity theorists are insufficient. Next, axiological judgments regarding the desire that God exists are considered. Anti-theistic arguments based on personal goods, such as privacy or autonomy, are limited and cannot compete with the broad and impersonal goods attributed to theism, such as cosmic justice, the absence of gratuitous evil, the foundation of morality, and objective meaning. However, even if these challenges pose difficulties for some desire-based accounts, they cannot undermine or invalidate the component of positive evaluation and desirability, which is the core shared element across all versions of positivity theory. The paper further shows that the True Grit view, A complete account of faith must place practical commitment and the agent&amp;amp;rsquo;s resilience at the center and not treat positive attitudes as necessary component.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Artefacts and the Mediation of Transcendence</title>
      <link>https://pfk.qom.ac.ir/article_4386.html</link>
      <description>Material religion, as a broad field of inquiry, examines how material forms and embodied practices participate in the making of religious worlds. This article seeks to extend that conversation by drawing on insights from the phenomenology of technology. From this perspective, artefacts&amp;amp;mdash;whether explicitly religious or not&amp;amp;mdash;are not passive symbols but active mediators that shape and extend perception. They configure how the sacred is sensed, enacted, and made present. By attending to the mediating function of tools and technologies, the analysis highlights how material engagements can open experiential horizons that would otherwise remain beyond immediate reach. In this sense, both scientific instruments and religious artefacts function as extensions of human embodiment, enabling access to domains&amp;amp;mdash;such as transcendence&amp;amp;mdash;that would remain inaccessible without them. The article concludes that, within religious contexts, artefacts serve either to draw the transcendent into the immanent or to elevate the immanent toward the transcendent, and are therefore far from passive.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شانس‌های استکمالی: عوامل و موانع غیر اختیاری در استکمال نفس</title>
      <link>https://pfk.qom.ac.ir/article_4390.html</link>
      <description>&amp;amp;laquo;کمال‌گرایی فلسفی&amp;amp;raquo; رویکردی اخلاقی است که سعادت انسان را در گرو توسعه ویژگی‌های خاص او مانند عقل می‌داند. از سوی دیگر، &amp;amp;laquo;شانس اخلاقی&amp;amp;raquo; بر نقش امور غیر اختیاری در قضاوت‌های اخلاقی تأکید دارد. پژوهش حاضر با هدف پر کردن خلأ نظری میان &amp;amp;laquo;کمال‌گرایی فلسفی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;شانس اخلاقی&amp;amp;raquo;، مفهوم &amp;amp;laquo;شانس‌های استکمالی&amp;amp;raquo; را به عنوان عوامل یا موانع غیراختیاری پویا در فرآیند استکمال نفس معرفی می‌کند. مسئله اصلی، تبیین چگونگی تأثیر این عوامل بر استکمال انسان، فراتر از نقش آن‌ها در صرف قضاوت اخلاقی است. با استفاده از روش تحلیل انتقادی و تحلیل توصیفی، این پژوهش به طرح و بسط مفهومی پرداخته که در سه بُعد وجودی، اخلاقی-هنجاری و وظیفه‌شناختی صورتبندی شده است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که شانس استکمالی نه تنها تکالیف اخلاقی شخصی‌شده و مسیرهای منحصربه‌فردی برای شکوفایی هر فرد را در قالب قابلیت‌های نوع انسانی مشخص می‌سازد، بلکه بنیان‌های قضاوت اخلاقی را به سمت انصاف زمینه‌مند سوق می‌دهد و زمینه یک درک وظیفه‌شناختی برخاسته از شانس را نیز فراهم می‌کند. پس از ارائه زمینه مفهومی در این نوشتار، &amp;amp;laquo;شانس استکمالی&amp;amp;raquo; به عنوان یک مفهوم مورد تحلیل و تبیین قرار گرفته است. سپس، با پاسخگویی به اشکالات محتمل، تلاش شده تا استحکام منطقی این مفهوم به نمایش گذاشته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Classification of Challenges and Solutions in Practical Theology: A Three-Level Approach (Meta-theoretical, Theoretical, and Practical)</title>
      <link>https://pfk.qom.ac.ir/article_4394.html</link>
      <description>This study aims to provide a systematic classification of challenges and solutions in practical theology within a three-level framework(meta-theoretical, theoretical, and practical).Despite significant developments since Schleiermacher&amp;amp;rsquo;s foundational work, practical theology lacks an integrated framework addressing the interconnected nature of challenges across different analytical levels.Employing a descriptive-analytical method combined with comparative-critical analysis of primary sources, this research examines definitions by various theologians and critically analyzes four approaches to practical theology:pastoral, social studies-based, theory-centered, and reformist approaches.The findings reveal that practical theology has undergone profound transformations: expansion from ecclesial to social contexts, shift from applicative to critical-reflective approaches based on religious praxis, and increased attention to socio-cultural dimensions. The systematic classification demonstrates that meta-theoretical challenges (modernity&amp;amp;rsquo;s transformations and hermeneutical crisis) shape foundational presuppositions; theoretical challenges (interaction with human sciences) create methodological tensions requiring interdisciplinary resolution; and practical challenges (clergy education and institutional reforms) demand context-sensitive interventions.The primary contribution lies in demonstrating the dialectical interconnection between levels: revision of epistemological presuppositions enables development of interdisciplinary methodologies, which facilitates practical reforms in clergy education.Solutions include establishing connections between religious narratives and contemporary issues, utilizing social sciences for understanding social structures, and developing effective communication skills with creative use of new technologies in religious education.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Reexamining Ibn Sīnā's Proof of al-Ṣiddīqīn: A Defense of the Avicennian Formulation Against the Critiques of Transcendent Philosophy</title>
      <link>https://pfk.qom.ac.ir/article_4400.html</link>
      <description>The Proof of al-Ṣiddīqīn , as the most solid proof of God's existence in Islamic philosophy and theology, has attracted significant attention since its inception, and various formulations of it have been presented. Since Mullā Ṣadrā, his formulation gained widespread fame and acceptance, whereas that of its founder, Ibn Sīnā, faced serious criticisms from Mullā Ṣadrā and his followers. The central question of the present research is whether Ibn Sīnā's formulation fulfills the criteria of the Proof of al-Ṣiddīqīn . This study, aiming to defend the originality and sufficiency of Ibn Sīnā's formulation and employing an analytical method based on a library-based examination of primary texts, has undertaken an analysis of this issue. The findings indicate that the criticisms raised against Ibn Sīnā's formulation can be refuted with solid textual evidence from his works. The present study demonstrates that Ibn Sīnā's proof satisfies the four criteria of the Proof of al-Ṣiddīqīn . His formulation not only bears no fundamental difference from Mullā Ṣadrā&amp;amp;rsquo;s version, but it can also be regarded as an authentic and acceptable precursor to the Proof of al-Ṣiddīqīn in the fifth century AH.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
