روش شناسی موردکاوانه در اخلاق کاربردی

نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی

نویسنده

* استادیار پژوهشکده خلاق و معنویت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

چکیده

روش‌شناسی در اخلاق کاربردی به معنای روش‌ توجیه و حلِ مسائل اخلاقی است. سه روش عمده در این عرصه به رقابت با یک‌دیگر برخاسته‌اند: روش نخست، قیاس‌گرایی است که بر اهمیت نظریه‌های اخلاقی و به‌کار بستن آن‌ها در توجیه مسائل اخلاقی تأکید دارد و به اصطلاح متضمن نگاه از بالا به پایین است. دوم، استقراء‌گرایی است که رویکردی جزئی‌نگر و ضد‌ نظریه دارد و به‌اصطلاح طرفدار نگاه از پایین به بالا است. سوم، اصل‌گرایی است که با نگاهی اعتدالی به کاربرد نظریه‌های کلان اخلاقی در مقام عمل، سعی‌ می‌کند تا با ضرب دو نگاه از بالا به پایین و از پایین به بالا، به راه‌حلّی منسجم دست یابد. موضوع بحث در این مقاله به روش دوم، یعنی استقراء‌گرایی مربوط می‌شود. این روش در جایی که داوری‌ها را نمی‌توان به‌سادگی تحت هنجارهای کلّی قرار ‌داد، بر تصمیم‌گیری عملی دربارۀ مورد‌های جزئی متمرکز می‌شود. طرفداران این روش شکل‌های گوناگونی از استقراء را به رسمیت شناخته‌اند که ‌‌مهم‌ترین و جامع‌ترین آن‌ها عبارتند از: موردکاوی یا مطالعۀ اوضاع و احوال خاص، اخلاق داستانی و برخی تقریر‌های فضیلت‌گرایی اخلاقی. این مقاله به بحث و بررسی موردکاوی اختصاص یافته و می‌کوشد تا نقاط قوّت و ضعف این رویکرد روشی را نشان دهد.

تازه های تحقیق

جمع‌بندی و نتیجه

موضع ضدّ‌ نظریه در شکل موردکاوی افراطی دستمایه‌‌ای برای جزئی‌گرایی شدید است که با مشکلات بسیاری روبه‌روست. هرچند می‌توانیم و باید از نقد ضدّ‌ نظریه مطلب بیاموز‌یم و به تأکید آن بر اهمّیت موقعیت‌های خاص برای استدلال اخلاقی توجّه ویژه بنما‌ییم، ولی تقریر‌هایی از موردکاوی و جزئی‌نگری که به نحو حداکثری انعطاف‌ناپذیر هستند، این تهدید را دارند که درک‌های متنوع و ظریف داوران اخلاقی را جایگزین استدلال معقول سازند. بسیاری این جایگزینی را شیوه‌ای ناکارآمد یا دست‌کم ناکافی برای توجیه اخلاقی می‌دانند (Arras, 2013 p. 26).

صرف‌نظر از مشکلات موردکاوی افراطی، از جذابیت‌‌‌های رویکرد معتدل آلبرت جانسن نمی‌‌‌توان چشم پوشید. او سه گام ضروری را برای استدلال‌‌‌های اخلاق کاربردی طراحی کرده و کوشیده است تا با پذیرفتن نقش اصول و قواعد کلَی اخلاقی در کنار لوازم و اقتضائات زمینه‌‌‌های جزئی، به آشتی میان روش‌‌‌شناسی‌‌‌های از بالا به پایین و از پایین به بالا کمک کند، ولی ایستار مورد‌‌‌کاوانۀ او سبب شده است که از رسیدن به نقطۀ اعتدال ناکام بماند و دست‌‌‌کم در دو نقطه جانب زمینه‌‌‌گرایی و جزئی‌‌‌گرایی را ترجیح دهد: یکی در آن‌جا که به جای اصول اخلاق مشترک بر maximها و پندواره‌‌‌ها تأکید می‌‌‌کند که مقصود از آن‌ها قواعدی دم‌‌‌دستی مشابه ضرب‌‌‌المثل‌‌‌ها و سخنان حکیمانه‌‌‌ای است که بر زبان‌‌‌ها جاری است. هرچند جانسن می‌‌‌پذیرد که به هنگام نقد این قواعد بایستی به اصول مستحکم‌‌‌تری مراجعه کنیم که از جهان‌‌‌شمولی بیشتری برخوردار هستند، ولی مادام که کار ما با این قواعد انجام می‌‌‌پذیرد نیازی به تمسک به آن اصول نیست.

نقطۀ دوم آن‌جا است که جانسن در گام سوم و در مقام تحلیل اخلاقی بر مقایسۀ مسئلۀ مورد بحث با مورد‌‌‌های پارادایم یا الگو اصرار می‌‌‌ورزد. درست است که مورد‌‌‌های الگو می‌‌‌توانند به عنوان کوله‌‌‌باری از تجربه‌‌‌های پیشین اخلاقی بسیار درس‌آموز باشند، ولی آیا می‌‌‌توان مرجعیتی بی‌‌‌بدیل برای آن‌ها برای رسیدن به حکم اخلاقی قائل بود؟

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Case Studies Methodology in Applied Ethics

نویسنده [English]

  • Mohammad Taqi Eslami
* Assistant Professor, Ethics and Training Center, Islamic Culture and Sciences Research Institute | eslami48@gmail.com
چکیده [English]

In Applied Ethics, methodology refers to the method of justification and solution of moral issues. There are three main methods in this area that have risen in contrast to one another: the first method is syllogism which emphasizes the importance of moral theories and their application in justifying moral issues and employs an ascending view; the second method is inductivism which has a particularistic and anti-theory approach and supports a descending view; the third method is principalism, which tries to strike a balance between the two views while maintaining a moderate view towards the application of the major moral theories in practice,  and in this way find a cohesive solution. The topic of discussion in this paper is the second method i.e. inductivism. This method focuses on practical decisions regarding particular cases where the verdict cannot simply be put under general norms. The advocates of this method have formally recognized various forms of induction, the most important and comprehensive of which are as follows: case study or a study of particular circumstances and states, narrative ethics and some expositions of virtue ethics. This article is dedicated to the discussion and study of dedicated case study and tries to show the pros and cons of this approach clearly 

کلیدواژه‌ها [English]

  • method
  • methodology
  • ethics
  • Applied Ethics
  • inductivism
  • case study

-    ارسطو. (۱۳۷۸). اخلاق نیکوماخوس، ترجمه محمد حسن لطفی، تهران: طرح نو.

-    اسلامی، سید حسن. (۱۳۸۲). دروغ مصلحت‌آمیز، قم: بوستان کتاب.

 -    Arras, J. D. (1998). A Case Approach, in: A Companion to Bioethics. Kuhse H. and Singer P, Oxford‌: Blackwell.

-    Arras, J. D. (1990). Common Low Morality [Report]. Hastings Center Report, 20 (4), 35-37.

-    Arras, John. (2013). Theoty and Bioethics, in: The Stanford Encyclopedia of Philosophy. de. by Zalta Edward N. URL= http://plato. stanford. edu/archives/sum2013/entries/theory-bioethics/.

-    Beauchamp, Tom L. and Childress, James F. (2009). Principles of Biomedical Ethics. (6th ed. ) New York‌: Oxford University Press.

-    Beauchamp, Tom L. (1999). Applied Ethics, in: Philosophy and Ethics: Selections from The Encyclopedia of Philosophy and Supplement. Borcher Donald M. and (ed). Macmillan Libreary Refrence.

-    Bedau, H. A. (2001). Casuistry, in: Encyclopedia of Ethics. (vol. 2). ed. By Becker Lawrence C. and Becker Charlotte B. Routledge.

-    Dancy, J. (2003). Ethics Without Principles. Oxford University Press.

-    Dancy, J. (2009). Moral Particularism. In: Standford Encyclopedia of Philosophy. Zalta Edward N. URL= http://plato. standford. edu/archives/spr2009/entries/moral-particularism/.

-    Dworkin, G. (2006). Theory, Practice, and Moral Reasoning. in: The Oxford Handbook of Ethical Theory. by Copp D. Oxford‌: Oxford University Press.

-    Elliott, C. A. (1999). General Antitheory of Bioethics, in: A Philosophical Disease: Bioethics, Culture, and Identity, by Elliott, C. A. New York‌: Routledge.

-    Fullinwider, R. K. (1989). Against Theory or: Applied Philosophy - A Cautionary Tale. Journal of Metaphilosophy, 20 (3-4), 222-234.

-    Gerwen, J. V. (1996). Three Methods in Applied Ethics: A Critical Review Journal of Ethical Perspectives, (3), 184-193.

-    Jonsen, A. R. and Toulmin, S. (1988). The Abuse of Casuistry: A History of Moral Reasoning. Berkeley‌: University of California Press.

-    Jonsen, A. R. (1995). Casuistry: An Alternative or Complement to Principles?. Kennedy Inistitute of Ethics Journal. Washington DC, (5), 3.

-    Jonsen, A. R. (2007). Casuistical Reasoning in Medical Ethics, in: Principles of Health Care Ethics. Ed. by Ashcroft, R. E. [et al. ] West Sussex, England‌: John Wiley & Sons, Ltd.

-    Jonsen, A. R. (1993). Casuistry, Situationism and Laxity. in: Joseph Fletcher: Memoir of an Ex-Radical, Reminiscence and Reappraisal. Ed. by Vaux, K. Lousiville, KY‌: John Knox Press.

-    Jonsen, A. R. and Siegler, M. and Winslade, W. (1998). Clinical Ethics. New York‌: McGraw-Hill.

-    Lance, M. and Little, M. (2006). Particularism and Antitheory, in: The Oxford Handbook of Ethical Theory. by Copp D. Oxford‌: Oxford University Press.

-    Little, M. (2001). On Knowing the 'Why': Particularism and Moral Theory. Journal of Hastings Center Report. 4(31), 32-40.

-    Sunstein, C. (1996). Legal Reasoning and Political Conflict. New York‌: Oxford University Press.

-    Toulmin, S. (1982). How Medicine Saved the Life of Ethics. Journal of Perspectives in Biology and Medicine. 4( 25), 736-750.

CAPTCHA Image