نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دکتری فلسفه، دانشگاه اصفهان

2 دانشیار فلسفه، دانشگاه اصفهان

چکیده

 
شوپنهاور با قائل شدن به شفقت به عنوان بنیاد و اساس اخلاق‌‌‌‌‌‌‌، ما را به طرف همدلی و همدردی برای دیگران ترغیب می‌کند‌‌‌‌، اما زمانی‌که به سمت نظام فلسفی‌‌‌اش می‌رویم‌‌‌‌‌‌‌، با تعارضاتی مواجه می‌شویم که اخلاقش منتفی می‌شود و شفقت نمی‌تواند در عمل فرصتی برای عرضِ اندام پیدا کند. از جملۀ این تعارضات نفی اختیار در متافیزیک‌اش‌‌‌‌‌‌‌، شر بودن اراده‌‌‌‌‌‌‌، ذاتی و تغییرناپذیری شخصیت (خصلت) و شربودن ذات انسان است. او در متافیزیک‌‌‌اش قائل است که هر چیزی در جهان به مثابه تعین اراده‌‌‌‌‌‌‌، ذیل اصل دلیل کافی و زمان و مکان قرار دارد و بالضروره عینیت می‌یابد. طبعاً ارادۀ انسان هم به عنوان بنیاد اخلاق می‌بایست در ذیل اصل دلیل کافی قرار گرفته و بالضروره عینیت یابد؛ در این‌صورت‌‌‌‌، اساساً اخلاقِ شوپنهاور منتفی است؛‌‌ زیرا حوزۀ اخلاق نیازمند آزادی است و بیرون ماندن از حیطۀ اصل دلیل کافی. همچنین با قائل به شربودن اراده‌‌‌‌‌‌‌، ذاتی و تغییرناپذیری شخصیت‌‌‌‌‌‌‌، شربودن ذات انسان و‌‌‌ اخلاق شوپنهاور -دست‌کم از نوع هنجاری - منتفی است و نمی‌توان جایگاهی ایجابی در نظام فلسفی‌‌‌اش برای آن متصور بود.

تازه های تحقیق

نتیجه گیری

شوپنهاور با جدا شدن از ایده آلیست های آلمانی و حتی از کانت در حوزة اخلاق  راه تجربه گرایی را در پیش می گیرد. او در کتاب  مبانی اخلاق می گوید : هدف اخلاق توصیف و توضیح بنیاد نهائی رفتار انسان ها از منظر اخلاقی است. بنابراین هیچ راهی برای کشف اخلاق جز راه تجربی وجود ندارد. این راه متواضعانه ای است که ما اخلاق را به سوی آن هدایت می کنیم. آن نه ساختار ماتقدمی دارد و نه برای کل موجودات عاقل، قوانین مطلق و انتزاعی وضع می کند. چنین پایه و بنیادی که ما بدین وسیله اخلاق را بر آن مبتنی می کنیم به وسیلة تجربه حمایت می شود (Schopenhauer,1915,p.130).

بنابراین شوپنهاور اخلاق را به حوزة تجربه می آورد، اما اشکال کار این است که در حوزة تجربه همة پدیدارها ضرورتاً ذیل اصل دلیل کافی تعین می یابند که ارادة انسان به عنوان بنیاد و لازمة اخلاق هم از این قاعده مستثنی نیست. چنانکه نشان داده شد، او برای برون رفت از این وضعیت آزادی را به بیرون از حوزة پدیدارها می برد و آن را در دل شیءفی نفسه قرار می دهد؛ در حالیکه آشکار شد که ارادة انسان به عنوان یکی از پدیدارها و نه شیءفی نفسه در بستر اخلاق قرار می گیرد و مسئول شناخته می شود. بنابراین از این منظری که شوپنهاور در صدد حل مسئله برآمده، اخلاق اش قابل دفاع نخواهد بود.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

Conflicts in the Metaphysical Foundations of Schopenhauer’s Ethics

نویسندگان [English]

  • Masoud Asgari 1
  • Gholam Hossein Tavacoly 2

1 Doctorate in Philosophy, University of Esfahan

2 Associate Professor of Philosophy, University of Esfahan

چکیده [English]

Schopenhauer encourages us towards sympathy and empathy for others by holding that compassion is the foundation and essence of ethics; but when we turn to his philosophical system, we encounter conflicts that negate his ethics and in practice, compassion has no opportunity to manifest itself. Some of the conflicts are as follows: the negation of free will in his metaphysics, the evilness of will, the essentiality and immutability of personality (character) and the evilness of man’s essence. In his metaphysics he believes that everything in the world as determined by will, comes under the principle of sufficient reason, and time and space and necessarily becomes objective. As the foundation of ethics, the human will must also naturally come under the principle of sufficient reason and necessarily become objective; in this case, Schopenhauer’s ethics is fundamentally negated, because ethics requires freedom and to remain outside the realm of the principle of sufficient reason. Similarly, in believing in the evilness of will, the essentiality and immutability of personality and in the evilness of man’s essence, Schopenhauer’s ethics is negated – at least from the normative type, and one cannot visualize a positive place for it in his philosophical system.

کلیدواژه‌ها [English]

  • will
  • principle of sufficient reason
  • freedom of will
  • Pessimism
  • personality (character)
  • physiognomy.  

فهرست منابع

شوپنهاور‌‌‌‌‌‌‌، آرتور. (1393). اخلاق قانون و سیاست. ترجمه عظیم جابری. تهران: انتشارات افراز.

شوپنهاور‌‌‌‌‌‌‌، آرتور. (1392). ریشه چهارگانه اصل دلیل کافی. ترجمه رضا ولی یاری. تهران: نشر مرکز.

شوپنهاور‌‌‌‌‌‌‌، آرتور. (1387). در باب حکمت زندگی. ترجمه محمد مبشری. تهران: انتشارات نیلوفر.

شوپنهاور‌‌‌‌‌‌‌، آرتور. (1390). جهان همچون اراده و تصور. ترجمه رضا ولی یاری. تهران: انتشارات مرکز.

References

- Abendroth, W. (1975). Arthur Schopenhauer. Cambridge University Press.

- Cartwright, D.(2010). Historical dictionary of Schopenhauer's philosophy. Cambridge University Press.

- Gardiner, P. (1997). Schopenhauer. Oxford University Press.

- Magee, B. (1984)  Schopenhauer's philosopyh. Oxford University Press.

- Schopenhauer, A. (1974) Parerga and Paralipomena. Translated by E. F. J. Payne, Oxford: Clarendon.

- Schopenhauer, A. (1995). On the Basis of Morality. Trans. E. F. J. Payne. Providence: berghahn.

- Schopenhauer, A. (2003). On human nature. Translated by T. Bailey saunders. The Pennsylvania state university.

- Schopenhauer, A. (2005). The world and philosopher's contemplations. Translated by Mrs. Rudolf dircks. The Pennsylvania state university.

- Schopenhauer, A. (2009). The Two Fundamental Problems of Ethics. Translated and Edited by Christopher Janaway. Cambridge: Cambridge University Press.

- Vandenabeele, B. (2010). A Companion to Schopenhauer. Blackwell: John Wiley & Sons.

- Young, G. (2005). Schopenhauer. Routledge Press.

Schopenhauer, A. (1393 SH). Ethique Droit Et Politique. Translated into Persian as: Akhlaq-i Qanun va Siyasat (the ethics of laws and politics), by Azim Jabiri. Tehran: Afraz Publications.

 

Schopenhauer, A. (1392 SH). On the Fourfold Root of the Principle of Sufficient Reason, Translated to Persian as: Rishe-i Chahargane-i Asl-i Dalil-i Kafi, by Reza Valiyari. Tehran: Markaz Publivations.

 

Schopenhauer, A. (1387 SH). The Wisdom of Life and Cousels and Maxims. Translated to Persian as: Dar Bab-i Hikmat-i Zindagi (about the wisdom of life), by Muhammad Mubashiri. Tehran: Nilofar Publications.

 

Schopenhauer, A. (1390 SH). The World as Will and Idea. Translated to Persian as: Jahan Hamchun Irade va Tasavvur, by Reza Valiyari. Tehran: Markaz Publications.

 

 

CAPTCHA Image