بازخوانی تأویل ابن عربی از عرش در پرتو حکمت متعالیه و تبلور آن در معماری آئینی

نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری عرفان اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم تحقیقات، تهران،

2 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

چکیده

مقاله حاضر می‌کوشد تا ضمن واکاوی حقیقتِ واژۀ قرآنی «عرش»، به ایضاح معنای حقیقی و مجازی آن پرداخته و تأویل عرش، موضوع استوای حق بر عرش و رابطۀ آن با انسان کامل در کلام ابن عربی و امام در مکتب شیعه و تفسیر مفسّرین حکمت متعالیه از «عرش» در آیات کریمۀ قرآن را بررسی کرده و سپس به تبیین معانی واژۀ عرشه، آرکه و آرخه لاتین بپردازد. در واقع، همان‌گونه که «عرش» در قرآن کریم به معنای حقیقی عرش اللّه که همان مبدأ المبادی آفرینش است و به معنای مجازی (مثل جنّات معروشات یا سقف خانه‌‌ها) نیز به‌کار رفته است، واژۀ آرخه نیز به معنای مبدأ آفرینش در فلسفۀ یونان و نیز طاقی و طاقچه در هنر معماری است. در پاسخ به این پرسش که چرا «عرش» در معانی گوناگون به‌کار رفته است، می‌توان - برمبنای اصل مراتبِ وجود در حکمت متعالیه - گفت که حقیقتِ عرش در هر مرتبه‌‌ای از نشئات وجودی، ظهوری متناسب با آن حقیقت دارد و ظهور ناسوتیِ عرش در عالَم، معابد و مساجد، در اَنفس، وجودِ عنصری پیامبر و امام و به‌ تبع در انسان‌های پیرو آنهاست.

تازه های تحقیق

نتیجه‌‌گیری
حاصل آن‌‌ که هر جا که حضرت حق می‌‌فرماید: «ثم استوی علی العرش»، بحث از آفرینش آسمان‌‌ها و بیان مراتب آفرینش آن‌‌هاست؛ یعنی گرچه کل ماسوی ظهور و تجلّی حضرت حق است، امّا مقامی که خدا بر آن استوی دارد و از آن‌‌جا جهان را تدبیر می‌‌کند، فوقِ عرش است و در مراتب نازل‌‌تر اسماء و دیگر تجلّیات حق به نیابت از او عهده‌‌دار این مهم هستند. بنابر این‌که اسماء دارای معنا حقیقی هستند، عرش نیز که آفریده و مخلوق حق است، حقیقتی در جهان هستی دارد که همان جایگاه و مرتبۀ وجودی انسان کامل است. بنا بر آیۀ‌ چهار ‌سورۀ سجده مقام ولایت و شفاعت بر عرش استوی دارد و مقامی پایین‌‌تر از عرش نمی‌تواند، وَلی، باشد و شفاعت کند؛ یعنی کسی غیر از انسانِ کامل نمی‌تواند شفاعت کند و جایگاه ولایت و انسانِ کامل فوقِ عرش است. حدیث نقل شده از حضرت صادق(ع) نیز همین معنا را در بر دارد که هر کس قبر رسول خدا(ص) و یا امام حسین(ع) و یا هر کدام از معصومین(ع) را زیارت کند، مانند کسی است که خدا را در عرشش زیارت کرده است. ‌سورۀ یونس در آیۀ 3، می‌‌فرماید: به اذن مقام رفیع ولایت است که دیگران هم می‌توانند شفیع بشوند.
هنرمندان دینی سعی کرده‌‌اند تا حقیقت عرش را با ‌ویژگی‌هایی که برای آن در قرآن ذکر شده -از باب تعبیر معقول به محسوس - در بنا‌‌های اسلامی به تصویر بکشند. این هنر راز‌آلود و معنا‌گرا به‌گونه‌‌ای عجیب عرش الهی را که حقیقتی مجرّد و الهی است، در ابعاد هندسی کالبد انسان نیایش‌‌گر در معماری مساجد و زیارتگاه‌ها به صورت گنبد و گلدسته‌‌های زیبا به نمایش گذاشته است. هنرمند توانسته با چیرگی سه جلوه از حقیقت احدی که عرش‌الرحمن، انسان کامل و عبادت‌گاه (حقیقت الهی ظهور انفسی و ظهور آفاقی) آن را بر هم منطبق کرده در یک بنای واحد آن‌ها را مجسّم نماید که جلوه‌‌ای از وحدت در کثرت و کثرت در وحدت و ظهور باطن در ظاهر است. در این‌جا دیگر تناظر نیست، بلکه انطباق، وحدت و یگانگی است.
البته، می‌توان گفت بنای هر مسجد و عبادت‌‌گاه‌‌ اسلامی نشان‌دهندۀ یک نسبت چهار وجهی میان خدا، انسان، عالَم و معبَد است و در حقیقت، معبد صورت مسخّر کل عالم است و عالم صورت بسیط و گستردۀ معبد.
روایات اسلامی و به‌ویژه مبحث عمیق دَحوالارض بیان می‌‌دارد که چگونه زمین را از مرکزی‌‌ترین نقطۀ آن که کعبه مکرمه است، گسترش و بسط می‌‌دهد؛ یعنی زمین خودْ صورت مبسوطِ کعبه است. در حدیث است که «بنای کعبه در محاذات بیت‌‌المعمور است و بیت‌المعمور در محاذات عرش…» (طبرسی، ج1، ص382)؛ یعنی در حقیقت، بنای کعبه مرتبۀ نازلۀ بیت‌المعمور است و بیت المعمور مرتبۀ نازلۀ عرش است یا این‌که کعبه ظهور ناسوتی عرش است.
با این نگاه تأویلی می‌توان گفت که «عرش» حقیقتی الهی است که مبدأ المبادی آفریده‌‌ها و ظرف ظهور کثرات اسمائی و وجود علمی آنهاست که تجلّی انفسی آن در انسان کامل است به‌طوری که هرکس می‌تواند با تبعیت از انسان کامل آن را در خود بیابد و تجلّی آفاقی آن در بنای معابد و اماکن متبرکۀ دینی و بهخصوص‌مساجدِ اسلامی نمایان است.

 

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

A Review of Ibn ‘Arabī's Interpretation of ‘Arsh in Light of Transcendental Philosophy and its Application in Religious Architecture

نویسندگان [English]

  • fatemeh amrolahzadeh 1
  • enshaallah rahmati 2
1 Doctorate student of Islamic Mysticism, Ᾱzād Islamic University, Tehran and science research section |
2 * Associate professor of the Department of Philosophy, Ᾱzād Islamic University, Tehran
چکیده [English]

Abstract
This article endeavors to explain the real and metaphorical meaning of the Qurʼānic term «‘Arsh» (throne) while analyzing its reality and endeavors to study the interpretation of ‘Arsh, the topic of God's establishment on the ‘Arsh and its relationship with the perfect human being in the words of Ibn ‘Arabī and Shi‘ite Imāms and the commentary of the Transcendental Philosophy commentators of the word ‘Arsh in verses of the Qurʼān; it then addresses the explanation of the terms ‘arsheh (deck), ārkeh (arch) and ārkheh (latin for arche). In reality, the same way that the word «‘Arsh» in the Qurʼān refers to the throne of Allāh which is the origin of origins of creation, in its real meaning, it has also been used metaphorically (like for example: jannātun ma‘rūshāt i.e. the ceiling of houses). The word arche was also used to indicate the origin of creation in Greek philosophy and also refers to niche or ledge in the art of architecture. In answer to the question of why the word «‘Arsh» has been used in different meanings, one can say – according to the principle of hierarchy of existence in Transcendental Philosophy – that the reality of ‘Arsh in each level of the levels of existence, has a manifestation in accordance to that reality and the earthly manifestation of ‘Arsh in the world is in the form of mosques and places of worship, and in the souls, is in the physical existence of the Prophets and Imams and consequently in the human beings who follow them.

کلیدواژه‌ها [English]

  • ‘Arsh
  • Ibn ‘Arabī
  • perfect human being
  • Transcendental Philosophy
  • arch
  • religious architechture
فهرست منابع 
* قرآن کریم 
- ا بن عربی، محی الدین. (1336)ق. عقلة المستوفز. لیدن: بریل. 
- ا بن عربی، محی الدین. (1418ق). الفتوحات المکیه فی معرفة الأسرار المالکیة و الملکیة (ج4). بیروت: دار احیاء التراث العربی. 
- ا بن عربی، محی الدین. (1423ق). فصوص‌الحکم. تصحیح: ابوالعلاءعفیفی. بیروت: دارالکتاب عربی. 
- ابن تیمیه. (1972). مجموعه رسائل الکبری (ج۱). الرسالة الاولی: بیروت: الاکلیل. 
- ابن جوزی. (1404). نزهة الاعین النواظرفی علم الوجوه و النظائر. بیروت: محمد عبد الکریم کاظمی راضی. 
- ابن فارس. (1382). الصاحبی فی اللغة و سنن العرب فی کلامها (ج۱). بیروت. بی‌نا. 
- ابن قولویه قمی. (1356ق). کامل الزیارات. نجف: مرتضویه. 
- اتینگهاوزن، ریچارد، گرابر، الگ. (1378). هنر و معماری اسلامی. ترجمه: دکتر یعقوب آژند. تهران: سمت. 
- انصاری، خواجه عبداللّه. (1369). کشف الاسرار. تألیف امام احمد میبدی. نگارش: حبیب اللّه آموزگار. تهران: اقبال. 
- بورکهارت، تیتوس. (1381). هنر مقدس(اصول و ‌روش‌ها). ترجمه: جلال ستاری. تهران: سروش. 
- جرجانی، علی بن محمد. (1377). کتاب تعریفات. ترجمه: سید عرب و سیما نوربخش. نشر: فرزان. 
- جوادی آملی، عبداللّه. (1393). تسنیم (تفسیر قرآن کریم) (ج29). قم: نشر اسرا. 
- الحکیم، سُعاد. (1394). المعجم الصوفی، دانشنامه اصطلاحات ابن عربی. ترجمه: سید ناصرطباطبایی. تهران: مولی. 
- راغب اصفهانی، حسین بن محمد. (1373). المفردات فی غریب القرآن. تهران: المکتبة المرتضویه. 
- سیّد بن طاووس. (1312). اقبال. تهران: بی‌نا. 
- سیوطی، عبداالرحمن بن ابی‌‌بکر. (1404ق). الدور المنثور. قم: مکتبة المرعشی النجفی. 
- شایگان، داریوش. (1389). ادیان و مکتبهای فلسفی هند. تهران: امیرکبیر. 
- شریف رضی، محمد حسین. بی‌تا. حقایق التأویل فی متشابه التنزیل (ج۱). بیروت: محمد رضا آل کاشف الغطاء. افست قم. 
- شیخ صدوق. (1400ق). امالی (ج۱). (چاپ پنجم). بیروت: اعلمی. 
- شیرازی، محمد ‌‌ابن ابراهیم (ملا صدرا). (1379). الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الاربعة. قم: مصطوفی. 
- شیرازی، محمد ابن ابراهیم (ملاصدرا). (1363). مفاتیح الغیب. ترجمه: محمد خواجوی. تهران: مولی. 
- طباطبایی، محمد حسین. (1363). تفسیرالمیزان، (ج8۱). ترجمه: سید محمدباقر موسوی ‌‌‌‌همدانی. قم: ‌‌اسلام. 
- طبرسی، فضل بن حسین. (1383). مجمع البیان فی تفسیر القرآن. تهران: ناصر خسرو. 
- طریحی، فخرالدین بن محمد. (1375). مجمع البحرین (ج5). محقق: حسینی اشکوری. تهران: المرتضویه. 
- غزالی، احمد. (1333). مکاتیب. به کوشش عباس اقبال. تهران: ابن سینا. 
- فخر رازی، محمد بن عمر. (1371). التفسیر الکبیر مفتاح الغیب (ج4). ترجمه: علی‌‌اصغر حلبی. تهران: اساطیر. 
- قرشی، علی اکبر. (1374). قاموس قرآن (ج4). تهران: دارالکتاب. 
- کاشانی، ملافتح‌‌اللّه. (1374). تفسیر کبیر منهج الصادقین (ج4). تقدیم و تصحیح: میرزا ابوالحسن شعرانی. تهران: کتابفروشی اسلامیه. 
- کربن، هانری. (1389). ابن سینا و تمثیل عرفانی. ترجمه: انشااللّه رحمتی. تهران: سوفیا. 
- کربن، هانری. (1389). واقع انگاری رنگ‌‌ها و علم میزان. ترجمه: انشاللّه رحمتی. تهران: سوفیا. 
- کلابادی، ابی بکر محمد. (1413ق). التّعرُّف. بیروت: دارالکتب العلمیّه. 
- کلینی، ابو جعفر محمد. (1405ق). اصول الکافی (ج2). بیروت: دارالانوار. 
- مجلسی، محمد باقر. (1983م). بحارالانوار، بیروت: دار احیاء التراث العربی. 
- مددپور، محمد. (1390). آشنایی با آرای متفکران دربارۀ هنر. تهران: ‌سورۀ مهر. 
- معلوف الیسوعی، الاب لویس. (1377). المنجد (ج۱). ترجمه: مصطفی رحیمی اردستانی. تهران: صبا. 
- مکارم شیرازی، ناصر. (1393). تفسیر نمونه (ج8). تهران: دارالکتب الاسلامیه. 
- المیبدی، ابوالفضل. (1393). کشف الاسرار و عدةالابرار. تهران: امیرکبیر. 
- نسفی، عزیزالدین. (1362). انسان کامل. تهران: طهوری. 
- نصر، سید حسین. (1359). نظر متفکران اسلامی دربارۀ طبیعت. تهران: خوارزمی. 
- نوری الطبرسی، حسین. (1360). مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل (ج10). قم: مؤسسه آل البیت. 

CAPTCHA Image