حیات نظری و حیات عملی در قرون وسطی تفسیر داستان مریم و مرتاه به دو روایت

نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی

نویسنده

دانشیار فلسفه در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران

چکیده

 یکی از مسائل مهم فلسفی، که سابقه آن به دوره یونان باز‌می‌گردد، مسأله نظر و عمل و نسبت آن دو با یکدیگر است. این مسأله تحت عنوان "حیات نظری" و "حیات عملی" در یونان و سپس در قرون وسطی مطرح شد. متفکران مسیحی معمولأ با استناد به داستانی در انجیل لوقا درباره دو خواهر به نام‌های مریم و مرتاه به عنوان مظاهر نظر و عمل، این موضوع را تفسیر کرده‌اند. در این نوشتار دو گونه تفسیر، یکی تفسیر کلامی- فلسفی توماس آکوئینی و دیگری تفسیر عرفانی صاحب کتاب ابر ندانستن، شرح داده ‌می‌شود و در انتها به‌طور خلاصه این بحث در قرون وسطی و در دوره جدید مقایسه می‌گردد
 
 

تازه های تحقیق

تفسیر توماس اکوئینی از این داستان، تفسیری کلامی و فلسفی و تا حدودی عرفانی و مبتنی‏بر فلسفه ارسطو است که قائل به تفوّق‏نظر بر عمل است. این رأی بر اذهان متفکّران دومینیکی که عمدتا در این مسأله ارسطویی می‏اندیشیدند، غلبه داشت. با این همه توماس اکوئینی به سائقه مسیحی‏بودن، کاملاً ارسطویی نمی‏اندیشید و موضعی پیچیده‏تر از ارسطو داشت، که او را به یک متکلّم کامل مسیحی نزدیک می‏کند. او "نظر" به نزد ارسطو را به‏گونه‏ای تفسیر می‏کند که مرحله مقدّماتی "نظر" مسیحی شود.

توماس اکوئینی نظر ارسطویی را معرفتی حاصل از تأمّلات نظری (cognitio specularis) می‏داند و آن را از "نظر" به‏معنای مسیحی که شهود صرف (intuitus simplex) است، جدا می‏کند. نظر مسیحی، مفهومی نیست؛ چرا که توأم با شور و بهجت است، ولی نظر ارسطویی، تأمّلات مفهومی نظری در جستجوی حقیقت است.

درواقع توماس اکوئینی می‏خواهد نشان دهد که تأمّلات نظری ارسطویی در مقابل عمل است، ولی نظر به معنای مسیحی که مقدّمه‏اش تأمّلات نظری است بر این تقابل فایق می‏آید. از این‏رو وی درحالی‌که حیات نظری را فی‏نفسه بالاتر ازحیات عملی می‏دانست، بر آن بود که در این حیات زمینی، چون حیات نظری به‌رؤیت بی‏واسطه وجود خدا نمی‏رسد وفقط در ملکوت، نیکان به آن خواهند رسید، لذا حیات جامع نظر و عمل را ترجیح می‏دهد. کسی که اهل هر دوحیات است تنها به مشاهده و نظر نمی‏پردازد، بلکه در کارهای خیر نیز سهیم می‏شود.

بعدها همین موضع را عارف شهیر دومینیکی، مایستر اکهارت، به تفسیر کاملاً غیرمرسوم کشاند Caputo, John, 1986, p.137)  ) و آن اینکه اگر در زندگی زمینی حیات جامع بهتر است، پس مرتاه که مظهر حیات عملی است بر مریم مزیّت دارد و این برخلاف قول عیسی در این داستان بود. 1986 pp.338-345)  Meister Eckhart)

نکته دومی که توماس اکوئینی را از ارسطو جدا می‏کند این است که توماس اکوئینی به سابقه پیروی از ارسطو معتقد بود که منشاٌ همه معرفت انسانی، حواسّ جسمانی است و در مورد حقایق عالیه الهی نیز فقط باید از طریق ایمان آنها را پذیرفت. با این حال او مجبور شد که به‏واسطه اعتمادش به کتاب مقدّس، استثنایی بر این قاعده بپذیرد و آن درخصوص امکان رؤیت عرفانی است که لااقل در مورد پولس قدّیس رخ داد؛   James, 2003,p.87)  Custinger) چنان‏که گفت به آسمان برده شد و سخنان ناگفتنی شنید،درحالی‏که نمی‏داند در جسم بود یا بیرون از جسم. در واقع وی در اینجا میان فلسفه و عرفان جمع کرد.

تفسیر صاحب کتاب ابر ندانستن تفسیری عرفانی است که مبتنی‏بر مدارج سلوک است. در این تفسیر مرتاه در مرتبه اوّل و مقام "نیک" و مظهر سالک مجذوب است که سلوک و مجاهده شخصی او مقدّم بر جذبه الهی و لذا اهل حیات عملی است. مریم نیز مظهر مجذوب سالک و مقام "نیک‏تر" است یعنی کسی‏که ابتدا جذبات و الطاف الهی او را کشانده است و سپس در مقام مجاهده برمی‏آید. به قول مؤلّف، این دو، یعنی سلوک و جذبه، باید در تعادل باشد همچنان‏که مرتاه و مریم خواهر یکدیگر و از هم جداناپذیر بودند. ولی کمال در مرتبه سوم است که به‏تعبیر حضرت عیسی "نیک‏ترین" است. این مرتبه، مرتبه ورود در ابر ندانستن است که عنوان این کتاب است.

منظـور از ابر ندانستن آن ابر حیرتـی است که تاریکی الهی‏اش مانع از آن می‏شود که همه انواع علم‏ها و دانستنی‏های بحثی و درسی دیگر، از خود روشنایی داشته باشد.(17) در سنّت عرفانی قرون وسطی، عارف در این تاریکی الاهی جهل، به لقای خداوند می‏رسد. و از آن جهت که این لقاء ورای هرگونه ادراک و تجربه است، برخلاف مباحث جدید در عرفان مسیحی است که تجربه عرفانی(18) را دائر مدار عرفان می‏دانند.(19) البتّه این جهل، جهلی حاصل خامی و ساده‏دلی نیست(20) بلکه جهلی است اکتسابی که پس از علم و ادراک است.(21) از جنبه دیگر می‏توان گفت که این نحو تفسیر عرفانی، در قلمرو همان رای مشهور توماس اکوئینی است که در حیات دنیوی، فهم ما به خدا نمی‏رسد ولی به وصال او ــ به‏عنوان موجودی مجهول بر ما ـ می‏رسیم.

به این ترتیب در کتاب ابر ندانستن، تکیه بر جمع این دو حیات ـ یعنی عمل و نظری که مقرون به آن می‏باشد ـ است ولی باید کوشید تا به کمال نظر، یعنی مقام ابر ندانستن رسید. از این‏رو صاحب کتاب، به اهل حیات عملی نصیحت می‏کند که چون واقف به کمال نظر نیستند، اهل آن را شماتت نکنند. با مقایسه این دو تفسیر با اینکه یکی کلامی و فلسفی و دیگری عرفانی است، تفاوت کلّی میان نظر و عمل دیده نمی‏شود. اصولاً تاریخ تفکّر مسیحی در قرون وسطی، به یک معنا تاریخ جداشدن نظر و عمل است. به همین دلیل هرچه به جلوتر می‏رویم، از وحدت نظر و عمل در شخص عیسی مسیح و سپس ایّام رسولان تا زمان توماس اکوئینی این تفرقه بیشتر می‏شود.

در تفسیر عرفانی ابر ندانستن، شاهد سیر و سلوکی معنوی هستیم که به نظر و مشاهده خداوند می‏رسد و در آن اتّحاد نظر و عمل قوی است. از این حیث مشابهت با سیر دیالکتیکی افلاطون دارد، ولی در آرای توماس اکوئینی شاهد الهیاتی هستیم که اینک به دو قسم الهیات عقلی (natural theology) و الهیات مُنْزَل  (revealed theology) تقسیم شده است. الهیاتی که دیگر مبتنی‏بر یک سیر معنوی نیست و جنبه عقلانی آن شدّت یافته است، از این‏رو امکان جدایی نظر و عمل را در تفکّر مسیحی بیشتر فراهم می‏آورد. از این‏رو توماس اکوئینی نظر را حاصل قوّه عاقله و همچنین عطیه روح‏القدس می‏داند لذا قائل به نظر عقلی (natural contemplation) نیز می‏باشد. با این حال با ملاحظه این دو تفسیر می‏توان دید که این تفرقه آنچنان که در تفکّر مدرن دیده می‏شود هرگز در آن دوره نبوده است.

اصولاً معنای نظر و عمل در دوره مدرن نسبت به قرون وسطی تفاوت کلّی یافته است و از لوازم همین تغییر در معنا، جداشدن بیش از حد این دو است. یکی از اوصاف تفکّر مدرن تأکید بر عمل در مقابل نظر است(22) و فیلسوفان مدرن در این باب معمولاً اصحاب مدرسی را مقصّر دانسته‏اند.(23)

 در قرون وسطی، مراد از "عمل" رسیدن به خدا است از طریق خدمت‏کردن به همسایه؛ آنچنان‏که در کلام عیسی مسیح محبّت به همسایه به عنوان رکن دوم تعالیم مسیحیّت معرّفی شده است. از این‏رو کسی‏که اهل زندگی عملی است چنان نیست که فارغ از نظر است و به خدا توجّهی ندارد، بلکه خدا را همواره و در همه‏جا در آن عملی که به داعیه عشق خدا انجام می‏دهد، می‏یابد. از این‏رو عمل به معنایی که در تفکّر مدرن گفته می‏شود برای متفکّران آن دوره معنایی ندارد.

تفسیر مذکور برمی‏آید، اهل حیات نظری هیچ‏گاه فارغ از عمل به‏معنای دینی آن نبوده‏اند و اهل حیات عملی هم نمی‏بایست از "نظر" غافل باشند.(24) معنای نظر نیز آنچنان تغییر یافته که به حدّ نظریه  (theory)در علوم نازل گشته است. بدیهی است که نتوان میان "نظریه" در علوم و "عمل" ارتباط وثیقی یافت.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Theoretical and Practical Life: Two Mediaeval Expositions On the Story of Mary and Martha

نویسنده [English]

  • Shahram Pazuki
چکیده [English]

Contemplation and action is among important questions which can be traced back to the Greek era. First in Greek period and then in Medieval times, the question propounded under the topic of ‘theoretical life’ and ‘practical life’. Christian thinkers usually explain the topic by referring to a story in Luke 10:38-42 about two sisters, Mary and Martha, who are considered as the symbols of contemplation and action. This writing is going firstly to present Thomas Aquinas’s theological-philosophical explication, and then to explain the mystical account appeared in The Cloud of Unknowing, and finally to compare in brief the discussion continued in the Middle Ages and the Modern times.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • contemplation
  • action
  • Mary
  • Martha
  • theoretical life
  • practical life
  • vision of Allah

-   کتاب مقدّس، انجیل لوقا، 10/42-38، 1999،ترجمه قدیم با حروفچینی جدید، چاپ دوم،  .

Aristotle, Op.cited., X.1177a12; 8.11789.-

- Caputo, John,1968, the Mystical Element in Heidegger's Thought, FordhamUniversity Press: N. Y.

- Gilson, Etienne, 1957,the Church Speaks to The Modern World, The Social Teachings of Leo XIII, Image Books, U.S.A.

- Eckhart  Meister,1986, Teacher and Preacher, ed. by Bernard Mcginn, Paulist Press, U.S.A  

-Karl Marx, 1990, Selected Writings, edit. by David Mclellan, O. U. P. Oxford, P. 156

- New Catholic Encyclopedia, Vol. 1

- Peters, F. E., 1973, Greek Philosophical Terms, New York University, U.S.A.

- Plotinus, the Enneads, trans. by stephen Mackenna, 2nd edition, Pantheon Books, N. Y., I/4 (46), VI, 9, 11, 51

- Reese, W. L. 1980, Dictionary of Philosophy and Religion, Humanities Press

- St. Thomas Aquinas, 2006, Summa Theologica, Vol. 46, trans. Fathers of the EnglishDominicanProvince (CambridgeUniversity Press)

- St. Thomas Aquinas, Op. cit, Vol.45

- The Cloud of Unknowing, ed. 1973, William Johnston (Garden City, N. Y: Images Books.

 Turner, Denys, 1995, the Darkness of God, CambridgeUniversity Press,.

CAPTCHA Image